تبلیغات
مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم - جایگاه امنیت در حکومت از نگاه قرآن























مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم

درباره مفهوم امنیت تا کنون تعاریف گوناگون و متفاوتی از سوی اندیشمندان ارائه شده و تعریف اجتماعی در این باب ارائه نشده است. امنیت به طور وسیع در مفهومی به کار رفته است که به صلح و آزادی و اعتماد و سلامتی دیگر شرایطی اشاره می کند که فرد یا گروهی از مردم در آن احساس آزادی از نگرانی، ترس و خطر و... داشته باشند. باید گفت که امنیت از ضروری ترین نیازهای بشر از آغاز زندگیش است و پاسخگویی به سایر نیازهای بشر در سایه وجود آن امکان می یابد و می توان امنیت را به عنوان یک نیاز فطری بشر تلقی کرد.

ضرورت حیاتی حکومت برای جامعه و نیاز جدی زندگی جمعی به امیر و حاکم خود نشانه آن است که امنیت مقدم بر موضوعات مهم دیگری همچون آزادی است هرچند حکومت، به لحاظ اخلاقی و دینی نباید به بهانه امنیت، آزادی و عدالت را زیر پا نهد. آنچه که باعث می شود تا امنیت به عنوان یکی از اهداف حکومت از دیدگاه قرآن معرفی شود در درجه اول توجه به فلسفه وجودی حکومت است که امنیت کلیدی ترین محور آن است و در درجه دوم تعدادی از آیات قرآن است که در ذیل به آنها می پردازیم:


1- از جمله آیاتی که ارتباط مستقیمی با مسئله امنیت دارد، آیات مربوط به ذوالقرنین در ساختن سد معروفی است که در مقابل حمله یأجوج و مأجوج ایجاد شد. این مسئله آیات 93 تا 98 سوره کهف را به خود اختصاص داده است:

حَتّى اِذا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْمًا لا یَكادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلاً. قالُوا یا ذَاالْقَرْنَیْنِ اِنَّ یَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِى الارْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلى اَنْ تَجْعَلَ بَیْنَناوَبَیْنَهُمْ سَدًّا. قالَ ما مَكَّنّى فیهِ رَبّى خَیْرٌ. فَاَعینُونى بِقُوَّة اَجْعَلْ بَیْنَكُمْ وَبَیْنَهُمْ رَدْمًا... تا وقتی به میان دو سد رسید در برابر آن دو سد طائفه ای را یافت که نمی توانستند هیچ زبانی را بفهمند. گفتند: ای ذوالقرنین یأجوج و مأجوج سخت در زمین فساد می . آیا ممکن است مالی در اختیار تو قرار دهیم تا میان ما و آنان سد قرار دهی. گفت: آنچه پروردگارم به من در آن تمکن داده از کمک مالی شما بهتر است. مرا با نیرویی انسانی یاری کنید تا میان شما و آنها سدی استوار قرار دهم.

در تفسیر نمونه در توضیح این آیات آمده است: امنیت نخستین و مهمترین شرط یک زندگی سالم اجتماعی است. به همین جهت ذوالقرنین برای فراهم کردن آن نسبت به قومی که مورد تهدید قرار گرفته بودند پر زحمت ترین کارها را بر عهده گرفتن و برای جلوگیری از مفسدان از نیرومند ترین سدها استفاده کرد. سدی که در تاریخ ضرب المثل شده و سنبل استحکام و دوام و بقا است...اصولاً تا جلوی مفسدان را با قاطعیت و بوسیله نیرومندترین سدها نگیرند جامعه روی سعادت نخواهد دید و به همین جهت حضرت ابراهیم علیه السلام هنگام بنای کعبه نخستین چیزی را که از خدا برای آن سرزمین تقاضا کرد نعمت امنیت بود: رب اجعل هذا البلد آمناً... پروردگارا این شهر را ایمن گردان. (سوره ابراهیم آیه ی 35)

برای همین سخت ترین مجازات ها در فقه برای کسانی در نظر گرفته شده است که امنیت جامعه را به خطر می افکنند.

2- آیه بعدی که در زمینه امنیت قابل استناد است آیه ی 33 سوره مائده می باشد: انَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ… جز این نیست که کیفر کسانی که با خدا و رسول او می جنگند و در زمین به فساد و تبهکاری می پویند ( با اسلحه سرد یا گرم به منظور ترساندن و سلب امنیت و تجاوز به حقوق مردم ظاهر می شوند ) این است که کشته شوند ، یا بر دار آویخته گردند ، یا دست ها و پاهایشان ( چهار انگشت یک دست با چهار انگشت یک پا ) بر خلاف جهت یکدیگر بریده شود و یا از آن سرزمین تبعید گردند. این برای آنها خفّت و خواریی در دنیاست و آنان را در آخرت عذابی بزرگ است.

منظور از محاربه با خدا و پیامبر آنچنان که در احادیث اهل بیت وارد شده و شأن نزول آیه نیز کم و بیش به آن گواهی می دهد، اینست که کسی با تهدید به اسلحه به جان یا مال مردم تجاوز کند اعم از اینکه به صورت دزدان گردنه ها در بیرون شهرها چنین کاری کند و یا در داخل شهرها. بنابراین افراد چاقوکشی که حمله به جان و مال و نوامیس مردم می کنند نیز مشمول آن هستند. محاربه و ستیز با بندگان خدا در این آیه به عنوان محاربه با خدا معرفی شده و این تأکید فوق العاده اسلام را درباره حقوق انسانها و رعایت امنیت آنان ثابت می کند. شدت مجازات مطرح شده در این آیه نشانه دیگری از میزان اهمیت داشتن مسئله امنیت از دیدگاه قرآن است.

مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَیِّناتِ ثُمَّ إِنَّ کَثیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ... هرکس کسی را جز به قصاص قتل با (به کیفر) فسادی در زمین بکشد، چنان است که گویی همه مردم را کشته باشد و هرکسی را زنده بدارد چنان است که گویی تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پیامبران ما دلایل آشکار برای آنان آوردند (با اینهمه) پس از آن بسیاری از ایشان در زمین زیاده روی می کنند. (سوره مائده آیه ی 32)

در تفسیر توضیح این آیه بعد از آنکه ایجاد صلح و امنیت و جلوگیری از فساد و ریختن خون بی گناهان از اهداف رسالت انبیاء دانسته شده آمده است: برابری قتل یک انسان با قتل همگان می تواند به این معنا باشد که قاتل حرمت انسانی را هتک کرده و در حقیقت امنیت جانی را از همگان سلب کرده است...اشاره به رسالت انبیاء با دلایل روشن پس از بیان عقوبت قتل و پاداش حفظ حیاط انسانها بیانگر جایگاه این تعالیم در رسالت انبیاء الهی است.    

منبع: فصلنامه بینات/ شماره دوم/ مقاله اهداف حکومت از منظر قرآن/ عبدالرضا احمدی/ ص 169.

نوشته شده در سه شنبه 12 دی 1396 ساعت 11:25 ق.ظ توسط بهانه بودن نظرات |


Design By : Pichak