تبلیغات
مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم - مطالب آبان 1395























مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم

در طول سال هایی که من در خدمت امام بودم همواره می دیدم که امام عنایت خاصی به قرآن داشتند. یک بخش از عنایت ایشان مربوط به قرائت قرآن بود. ایشان یکی از وظایف خودش را، مانند نمازهای واجب، قرائت قرآن قرار داده بودند و بر آن مراقبت داشتند که گاه به پنج نوبت می رسید و این اهتمام ایشان باعث شده بود که هر ماه سه بار قرآن را ختم کنند، که البته این قرائت در ماه مبارک رمضان بیشتر می شد.

در سالی که ایشان درماه مبارک رمضان به محلاّت تشریف آورده بودند هر وقت که خدمت ایشان می رسیدیم، می دیدم که اشتغال به قرائت قرآن دارند و ماه مبارک رمضان که درس های حوزه تعطیل می شد و طلّاب از امام می خواستند که در این ماه درس را شروع کنند، امام می گفتند: ماه رمضان خود یک کار است؛ و منظورشان خواندن قرآن و ادعیه و عبادت بود، در خانه هم مرتب به اهل منزل سفارش می کردند که قرآن را فراموش نکنند و استمرار بر قرائت داشته باشند. از سوی دیگر قرائت امام همراه با تدبر در آن بود.

گاهی وارد اتاق می شدم، می دیدم ایشان هنگام قرائت توقف می کردند و به فکر فرو می رفتند و به افرادی که خدمت ایشان بودند نکات لطیفی را از قرآن با زبانی ساده بیان می کردند. خیلی از اوقات آن قدر جالب و جذاب بود که ما را از این عالم به عالم دیگری می برد. امام، قرآن را کتاب هدایت در همه زمینه ها می دانستند و تأسف می خوردند که قرآن دربین مسلمان ها مهجور شده است. لذا به مناسبت های مختلف از قرآن سخن می گفتند که هم اکنون حدود چهارصد مورد آن توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام جمع آوری شده است.

نکته آخر این که من، هم درسفارش های امام به حاج احمد آقا و هم در بیانات ایشان دیدم که ایشان می فرمودند: استادم مرحوم شاه آبادی به من سفارش می کرد که سوره حشر را: «یا ایها الذین آمنوا التّقوا اللّه ولتنظر نفس ما قدّمت لغد واتّقوا اللّه انّ اللّه خبیر بما تعملون»؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا پروا کنید، و هر کس باید بنگرد که برای فردا ـ روز رستاخیز ـ چه پیش فرستاده است و از خدا پروا داشته باشید، که خدا به آن چه می کنید آگاه است».

پدید آورنده : آیت اللّه توسّلی

پی نوشت :
حشر (59)، آیه 18

نوشته شده در یکشنبه 30 آبان 1395 ساعت 11:49 ق.ظ توسط بهانه بودن انیس قرآن |

حضرت محمد (ص) قبل از این که از طرف خداوند به رسالت مبعوث شوند، برخی شب ها، هنگام غروب آفتاب یا اوایل شب، به غار حرا که بالای کوهی مشرف به خانه کعبه بود می رفتند و ساعاتی را به تفکر درباره خالق عالم و آدمیان و رموز خلقت می گذراندند. یکی از شب های ماه رمضان، حالتی بین خواب و بیداری به ایشان دست داد و یکباره صدایی ایشان را به خود آورد که می گفت: «اقرأ» یعنی بخوان. آن گاه نوشته ای در آسمان بنظر ایشان رسید که در آن آمده بود:

«اقرأ باسم ربک الذی خلق؛بخوان، به نام پروردگارت که خلق کرده.»

«خلق الإنسان من علق؛خلق کرده انسان را از نطفه.»

«اقرأ و ربک الأکرم؛ بخوان که پروردگارت بسی گرامی است….»

سپس خداوند درباره خود فرمود:«الذی علّمَ بالقلم. عََلّم الانسان ما لَم یعلم؛ [بخوان به نام] آن خدای که با قلم، چیزی را که انسان نمی دانست به او آموخت….»(1)

بدین ترتیب، خداوند اولین کلمه و اولین فرمانی که به حضرت محمد(ص) (حتی قبل از بعثت ایشان) فرمود، خواندن، یعنی آموختن علم است و اولین توصیفی که خداوند از خود برای حضرت محمد(ص) فرمود، این است که« آن خداوندی که به انسان آنچه را نمی دانست با قلم (یعنی از طریق نوشتن) آموخت». در این توصیف دوم، آنچه مورد توجه است، این است که خداوند اولین معلم انسان است و آنچه را انسان نمی داند، با قلم به او می آموزد.

دستورات و فرمان هایی که خداوند در قرآن مجید به رسولش داده، فرمان هایی است که از طریق ایشان به همه مسلمانان مؤمن داده شده است. لذا خواندن و نوشتن، یعنی آموزش، اولین فرمان الهی است که هر مسلمان باید از آن اطاعت کند و این بزرگ ترین افتخار مسلمانان است.

خداوند در قرآن مجید، حدود شصت بار برای پیامبر خود سوگند یاد کرده است. این سوگندها، یکی از دیگری زیباتر و شاعرانه تر است؛ مانند:«سوگند به طاق بلند آسمان، قسم به ماه تابان، سوگند به روز، چون روشن شود، قسم به شفق و روشنی اول غروب، قسم به قرآنِ روشن بیان، قسم به صبحگاه، قسم به شب، هنگامی که به روز روشن می شود»؛ ولی زیباترین و آموزنده ترین این سوگند ها، اولین سوگندی است که خداوند برای حضرت محمد(ص) ، فقط چند روز بعد ازاولین آیات نازله یاد کرده و فرموده است: « ن و القلم و ما یسطرون؛(2) سوگند به قلم و آنچه می نویسد.»

فرمان خواندن و سوگند به قلم، در هیچ یک ازکتب مقدس مذاهب، اعم از مذاهب ابراهیمی و یا مذاهب دیگر، نیامده واین بزرگ ترین افتخار مسلمانان و اولین وظیفه آنان، خصوص مسلمانان جوانان است که در خواندن و نوشتن (یعنی آموزش علوم) کوشا باشند؛ اما در گذشته، پیروی از این فضیلت و اطاعت از اولین فرمان الهی، آن طور که باید و شاید به جوانان تبلیغ نشده و حتی برخی از بزرگان مسلمان، به جای تشویق مردم به اجرای این فرمان باری تعالی و کوشش درتوسعه تعلیم و تحصیل علوم و آشنایی به رموز طبیعت وخلقت و شاید از ترس بی دینی، مسلمانان را از فراگیری «علم با قلم» (جز علوم دینی) بر حذر داشته اند. عده ای از گذشتگان، تا اوایل قرن پنجم هجری، بدین باور بودند که علوم جدید موجب بی دینی می شود.

غافل از این که دین یک مسلمانِ دانشمند و آگاه به علوم طبیعی، دارای پایه های عقلی محکم تری است از دین یک مسلمانِ بی دانش که منحصراً تعبدی است و بر پایه عقل و دانش استوار نیست. دانشمندی که اطلاعاتی درباره کهکشان دارد یا از نیروهای عظیم داخل ذرات اتم باخبر است، دانشمندی که به میلیون ها ژن ناشناخته در داخل هر سلول جانداری آشنایی دارد، می داند که همه این علوم از خداوند ناشی شده، و خدا و دین را معقول تر و مقبول تر و مستدل تر می شناسد. تجربه قرون گذشته نشان داد که پیروان سایر ادیان که تمام کوشش خود را به کسب علوم و خواندن و نوشتن و تبلیغ و تعلیم آن صرف کردند، نه تنها دین خود را از دست ندادند، بلکه پایه های آن را محکم تر هم کردند.

پدید آورنده : دکتر رضا نیازمند

پی نوشتها:
1. علق (96) آیه 1 ـ 5.

2. قلم (68) ایه 1.

نوشته شده در پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت 10:15 ق.ظ توسط بهانه بودن آموزش علوم اولین فرمان خداوند در قرآن مجید |


Design By : Pichak