تبلیغات
مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم - مطالب آذر 1395























مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم

وَ مَا مِن دَابَّهٍ فى الاَرْضِ وَ لا طئرٍ یَطِیرُ بجَنَاحَیْهِ إِلا أُمَمٌ أَمْثَالُکُم مَّا فَرَّطنَا فى الْکِتَبِ مِن شىْءٍ ثُمَّ إِلى رَبهِمْ یحْشرُونَ

ترجمه :
هیچ جنبنده اى در زمین و هیچ پرنده اى که با دو بال خود پرواز میکند نیست ، مگر اینکه امت هائى همانند شما هستند، ما هیچ چیز را در این کتاب فروگذار نکردیم ، سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى گردند.

تفسیر: از آنجا که این آیه بخشهاى وسیعى را بدنبال دارد نخست باید لغات آیه و بعد تفسیر اجمالى آن را ذکر کرده ، سپس به سایر بخشها بپردازیم :

دابه از ماده دیبب بمعنى آهسته راه رفتن و قدمهاى کوتاه برداشتن است ، و معمولا به همه جنبندگان روى زمین گفته میشود، و اگر مى بینیم که به شخص سخن چین دیبوب گفته مى شود و در حدیث وارد شده : لا یدخل الجنه دیبوب : هیچگاه سخنچین داخل بهشت نمیشود نیز از همین نظر است که او آهسته میان دو نفر رفت آمد مى کند تا آنها را نسبت بهم بدبین سازد.

طائر به هر گونه پرنده اى گفته میشود، منتها چون در پاره اى از موارد به امور معنوى که داراى پیشرفت و جهش هستند این کلمه اطلاق مى شود در آیه مورد بحث براى اینکه نظر فقط روى پرندگان متمرکز شود جمله : یطیر بجناحیه یعنى با دو بال خود پرواز مى کند به آن افزوده شده .

امم جمع امت و امت بمعنى جمعیتى است که داراى قدر مشترکى هستند، مثلا: دین واحد یا زبان واحد، یا صفات و کارهاى واحدى دارند.

یحشرون از ماده حشر بمعنى جمع است ، ولى معمولا در قرآن به اجتماع در روز قیامت گفته میشود، مخصوصا هنگامیکه به ضمیمه الى ربهم بوده باشد.



آیه فوق بدنبال آیات گذشته که درباره مشرکان بحث مى کرد و آنها را به سرنوشتى که در قیامت دارند متوجه مى ساخت ، سخن از حشر و رستاخیز عمومى تمام موجودات زنده ، و تمام انواع حیوانات به میان آورده ، نخست مى گوید:هیچ جنبنده اى در زمین ، و هیچ پرنده اى که با دو بال خود پرواز مى کند نیست مگر اینکه امت هائى همانند شما هستند (و ما من دابه فى الارض و لا طائر یطیر بجناحیه الا امم امثالکم ).و به این ترتیب هر یک از انواع حیوانات و پرندگان براى خود امتى هستند همانند انسانها، اما در اینکه این همانندى و شباهت در چه جهت است ؟ در میان مفسران گفتگو است ، بعضى شباهت آنها را با انسانها از ناحیه اسرار شگفت انگیز خلقت آنها دانسته اند زیرا هر دو نشانه هائى از عظمت آفریدگار و خالق را با خود همراه دارند.

و بعضى از جهت نیازمندیهاى مختلف زندگى یا وسایلى را که با آن احتیاجات گوناگون خود را بر طرف مى سازند، میدانند.در حالى که جمعى دیگر معتقدند که منظور شباهت آنها با انسان از نظر درک و فهم و شعور است ، یعنى آنها نیز در عالم خود داراى علم و شعور و ادراک هستند، خدا را مى شناسند و به اندازه توانائى خود او را تسبیح و تقدیس مى گویند، اگر چه فکر آنها در سطحى پائینتر از فکر و فهم انسانها است ، و ذیل این آیه - چنانکه خواهد آمد - نظر آخر را تقویت مى کند.

سپس در جمله بعد مى گوید: ما در کتاب هیچ چیز را فروگذار نکردیم (ما فرطنا فى الکتاب من شى ء).ممکن است منظور از کتاب ، قرآن بوده باشد که همه چیز (یعنى تمام امورى که مربوط به تربیت و هدایت و تکامل انسان است) در آن وجود دارد، منتها گاهى به صورت کلى بیان شده ، مانند دعوت به هر گونه علم و دانش ، و گاهى به جزئیات هم پرداخته شده است مانند بسیارى از احکام اسلامى و مسائل اخلاقى.احتمال دیگر اینکه منظور از کتاب عالم هستى است ، زیرا عالم آفرینش مانند کتاب بزرگى است که همه چیز در آن آمده است و چیزى در آن فروگذار نشده . هیچ مانعى ندارد که هر دو تفسیر با هم در آیه منظور باشد زیرا نه در قرآن چیزى از مسائل تربیتى فروگذار شده ، و نه در عالم آفرینش نقصان و کم و کسرى وجود دارد.و در پایان آیه میگوید تمام آنها بسوى خدا در رستاخیز جمع مى شوند (ثم الى ربهم یحشرون).

ظاهر این است که ضمیر هم در این جمله به انواع و اصناف جنبندگان و پرندگان برمى گردد، و به این ترتیب قرآن براى آنها نیز قائل به رستاخیز شده است و بیشتر مفسران نیز این مطلب را پذیرفته اند که تمام انواع جانداران داراى رستاخیز و جزاء و کیفرند، تنها بعضى منکر این موضوع شده ، و این آیه و آیات دیگر را طور دیگر توجیه کرده اند مثلا گفته اند منظور از حشر الى الله همان بازگشت به پایان زندگى و مرگ است . ولى همانطور که اشاره کردیم ظاهر این تعبیر در قرآن مجید همان رستاخیز و برانگیخته شدن در قیامت است . روى این جهت آیه به مشرکان اخطار مى کند خداوندى که تمام اصناف حیوانات را آفریده ، و نیازمندیهاى آنها را تامین کرده ، و مراقب تمام افعال آنها است و براى همه رستاخیزى قرار داده ، چگونه ممکن است براى شما حشر و رستاخیزى قرار ندهد و به گفته بعضى از مشرکان چیزى جز زندگى دنیا و حیات و مرگ آن در کار نباشد.

ادامه مطلب...
نوشته شده در سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت 10:35 ق.ظ توسط بهانه بودن تفسیر آیه 38 سوره انعام چیست؟ |

شمشیرِ برّاقش را از زیر جامه سفید و بلندش بیرون آورد. روی تپه شنی ایستاد و نگاهی به دور دست انداخت. نرمه بادی از پشت نخلستانهای سبز مسجد النبی(ص) به پیشانیش خورد. احساس طراوت کرد. با ته شمشیر خطِ گردِی روی تپه کشید.

ـ دشمن اینجاست. باید خیلی مراقب باشیم.

بعد چند خط دیگر کشید.

ـ اینجا لشکرِ اسب سوار، آنجا شتر سوار، اینجا هم…

به آسمان نگاه کرد. عقابی پرواز کنان از بالای سرش گذشت، فضا را شکافت و در امتداد خط نگاهش در دور دستها ناپدید شد. به ناگاه صدایی شنید. نگاه کرد، امّا چیزی ندید. یکباره شمشیر کشید و سر آدمکهای چوبی را از تن جدا کرد. احساس خوشایندی به او دست داد. از زمان غزوه پیشین، بیشتر روزها را به آمادگی نظامی گذرانده بود. آن روز از ده تیری که رها کرده بود، تنها یکی به هدف نخورده بود. تیر دیگری در کمان گذاشت و با بازوهای ورزیده اش زه را به عقب کشید که باز همان صدا را شنید. این بار امّا بهتر و روشنتر.

ـ الله اکبر. الله اکبر…

ـ اذان می گویند؟ ولی چرا این وقت روز؟

بعد یکدفعه از جا کنده شد و به سرعتِ باد شروع به دویدن کرد.

ـ باید خبر مهمّی باشد.

به خاطر آورد یک بار دیگر بانگ نابهنگام اذان را شنیده است. کی بود؟ شاید سال گذشته یا همین چند ماه پیش. زمانی که قاصدی شتابان به مدینه آمده بود و خبر از هجوم دشمنی غرق در سلاح داده بود. جوان همگام با پرسشهایش، آیاتی را که حفظ بود، تکه تکه می خواند.

ـ کَمْ مِن فِئَة.ـ کَمْ مِن فِئَة.

ـ قلیلةٍ. قلیلةٍ.

ـ غَلَبتْ . غَلَبتْ

ـ فِئةً فئةً کثیرةً.

ـ بِاذِن اللّه
(1)

ادامه مطلب...
نوشته شده در شنبه 20 آذر 1395 ساعت 07:22 ق.ظ توسط بهانه بودن سلاح سینه ها |


Design By : Pichak