تبلیغات
مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم - مطالب اردیبهشت 1396























مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم

شش نفر مسلمان بودیم که با یک کشتی مصری، اقیانوس اطلس را به سوی نیویورک می پیمودیم. مسافران کشتی 120 زن و مرد بودند و از مسافران، کسی جز ما مسلمان نبود. روز جمعه به این فکر افتادیم که مراسم نماز جمعه را در قلب اقیانوس و بر عرشه کشتی انجام دهیم. ما علاوه بر اقامه فریضه مذهبی، مایل بودیم یک حماسه مذهبی در مقابل یک مبلغ مسیحی که در داخل کشتی نیز دست از برنامه تبلیغاتی خود بر نمیداشت، بیافرینیم. به خصوص که او حتی مایل بود ما را هم به مسیحیت دعوت کند. ناخدای کشتی که یک انگلیسی بود، موافقت کرد که ما نماز جماعت را در صحنه کشتی بر پا کنیم و به کارکنان کشتی که همه از مسلمانان آفریقا بودند نیز اجازه داده شد که با ما نماز جماعت بخوانند و آنها از این جریان بسیار خوشحال شدند. زیرا این نخستین باری بود که نماز جمعه بر روی کشتی انجام میگرفت!

من به خواندن خطبه نماز جمعه و امامت پرداختم و جالب این که مسافران غیرمسلمان اطراف ما حلقه زده بودند و با دقت مراقب انجام این فریضه اسلامی بودند. پس از پایان نماز، گروه زیادی از آنها نزد ما آمدند و این موفقیت را به ما تبریک می گفتند، ولی در میان این گروه یک خانم مسیحی بود که فوق العاده تحت تأثیر نماز ما قرار گرفته بود، به حدی که از چشمانش اشک سرازیر بود و قادر به کنترل خویش نبود. او به زبان انگلیسی ساده و آمیخته با تأثر شدید و خضوع و خشوع خاصی سخن میگفت و از جمله سخنانش خطاب به مسلمانان داخل کشتی این بود: بگویید ببینم کشیش شما با چه لحنی سخن میگفت.

او فکر میکرد که حتماً باید یک کشیش یا یک مرد روحانی اقامه نماز کند، آنچنان که در نزد مسیحیان است؛ ولی ما به او فهماندیم که این برنامه اسلامی را هر مسلمان با ایمانی میتواند انجام دهد و سرانجام به او گفتیم که عبادت ما به لغت عربی بود. ولی او گفت: هر چند من یک کلمه از مطالب شما را نفهمیدم، اما به وضوح میدیدم که این کلمات آهنگ عجیبی داشت. اما از همه اینها مهمتر، مطلبی که فکر مرا فوق العاده به خود جلب کرده بود، این بود که در لابه لای خطبه امام شما جمله هایی وجود داشت که از بقیه جملات او ممتاز بود و دارای آهنگ فوق العاده مؤثر و عمیقی بود، آنچنان که لرزه بر اندام من انداخت.

یقیناً این جمله ها مطالب دیگری بودند. فکر میکنم امام شما به هنگامی که این جمله را ادا میکرد، مملو از روح القدس شده بود. ما کمی فکر کردیم، متوجه شدیم این جمله ها همان آیاتی از قرآن بود که در بین خطبه و نماز مطرح شده بود. این موضوع ما را تکان داد و متوجه این نکته ساخت که آهنگ مخصوص قرآن آنچنان مؤثر است که حتی بانویی را که یک کلمه از قرآن را نمیفهمید، تحت تأثیر شدید خود قرار میدهد*.

*. فی ظلال القرآن، سیدقطب، ج4، ص422.

نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت 1396 ساعت 07:47 ق.ظ توسط بهانه بودن آهنگ آسمانی |

اما کجای قرآن است که نشانی از او نباشد؟ و کدام گوشه از دریای وجود اوست که رنگ قرآن نداشته باشد؟

"علی"؛ نامی که از کودکی انس عجیب و شیرینی با آن داشتیم. اوج عظمت در عین مظلومیت؛ نهایت قدرت در عین رأفت. نامی شهیر و سرشناس، اما ناشناخته و غریب. تعجبی نیست که نتوان او را شناخت؛ علتش را شاعر خوب وطنم بخوبی سروده است:

" از تو در شگفت هم نمی توانم بود
که دیدن بزرگیت را، چشم کوچک من بسنده نیست؛
مور، چه می داند که بر دیواره ی اهرام می گذرد
یا بر خشتی خام... و من، آن کوچکترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت
"

اما از آن جا که به قدر تشنگی باید چشید، پس به سراغ قرآن می رویم. نعمتی که با امام متقین امیرالمومنین علیه السلام توازن دارد. یکی صامت و دیگری ناطق. اگر قرآن نام حضرت را آشکار و مستقیم نبرده است، اما کجای قرآن است که نشانی از او نباشد؟ و کدام گوشه از دریای وجود اوست که رنگ قرآن نداشته باشد؟

مقتدرِ مهربان
قرآن توصیفی از همراهان نبی مکرم اسلام(صلی الله و علیه و آله) دارد و چه کسی نزدیک تر و همراه تر از نفسِ پیامبر، امیرالمومنین(علیه السلام)، توصیف آنانی که در معیت رسول رحمت اند، چنین است: "مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ"‏ محمد رسول خدا است و كسانى كه با او هستند در برابر كفار خشن و در میان خودشان رحیم و مهربانند. شدت و حدت شمشیرش را کفار بدر و خندق چشیده اند و لطافت و نرمی وجودش را کودکان یتیم. (فتح، 29)

عابدترین
از اشک هایی که خاک سجده گاهش را گِل می کرد و از تیری که نماز، تنها موقع بیرون آوردنش بود، حتماً شنیده اید. این هم وصف اوست چون همراه ترین همراهان پیامبر(صلی الله و علیه و آله)، او بود."رَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ" پیوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى ‏بینى، آنها همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏ طلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده‏ نمایان است‏. (همان)

جهاد، شاگرد اوست
ایمان و جهاد علوی، با هیچ کار مثبت و ارزشمند دیگری نزد خدا قابل مقایسه نیست. این حقیقتی است که قرآن، کمی هم با عتاب بیان می کند. "أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ یَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ" آیا سیراب ساختن حاجیان و آباد كردن مسجد الحرام را همانند [كار] كسى پنداشته ‏اید كه به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد مى‏ كند؟ [نه، این دو] نزد خدا یكسان نیستند، و خدا بیدادگران را هدایت نخواهد كرد. (توبه، 19)

شأن نزول این آیه را تفاسیر شیعی و سنی، در فضیلت امیر مومنان امام علی(علیه السلام) دانسته اند؛ آنجا که کلید دار کعبه و سقای حاجیان به افتخارات خود می بالیدند و آیه نازل شد که هیچ یک با افتخارات علی مرتضی(علیه السلام) قابل مقایسه نیستند.

ادامه مطلب...
نوشته شده در شنبه 23 اردیبهشت 1396 ساعت 11:19 ق.ظ توسط بهانه بودن قرآن بهترین بنده خدا را معرفی می کند! |


Design By : Pichak