مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم آنگاه كه در دل سیاهی شب و در اعماق تاریك ظلمات، در جست وجوی نور و روشنی، شمع وجودت از شور و التهاب می سوزد و در آرزوی صلح و سپیدی، افق را به امید نظاره فلق می نگری تا شاید طلوع فجر را در نیمه شب تماشا كنی، قرآن را باز كن تا در فلق برگ هایش، در افق اندیشه ات فجر را ببینی،قرآن بخوان. http://maedeh.mihanblog.com 2018-02-20T11:28:20+01:00 text/html 2018-02-20T07:48:02+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن شادی با دیدار فاطمه علیها السلام http://maedeh.mihanblog.com/post/223 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/hazratzahra.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">هنگامی که این آیه قرآن بر پیامبر اسلام صلّلی اللّه علیه و آله نازل شد:<font size="1"> </font>(<font color="#339999">و إنّ جهنّم لمَوْعِدُهُمْ اءجْمَعین، لَها سَبْعَةُ اءبْوابٍ لِکلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ </font>)<font size="1">[1] </font>یعنی؛ همانا جهنّم وعده گاه تمامی افراد می باشد، که خداوند برایش هفت درب قرار داده و از هر دری افرادی وارد خواهند شد.<br><br>آن حضرت بسیار گریه و اصحاب آن حضرت نیز همه گریان شدند و کسی توان صحبت و سخن گفتن با حضرت را نداشت. و چون هرگاه پیغمبر اسلام صلّلی اللّه علیه و آله دخترش حضرت <font color="#CC33CC">فاطمه</font> سلام اللّه علیها را می دید، شادمان و خوشحال می گردید، به همین علّت سلمان به سوی منزل آن مخدّره آمد تا ایشان را نزد پدر بزرگوارش آورد و موجب شادی و آرامش رسول خدا گردد.<br><br>وقتی سلمان به منزل حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها وارد شد، دید حضرت مشغول آسیاب نمودن مقداری جو می باشد و با خود این آیه قرآن را زمزمه می نماید: ((وَ ما عِنْدَاللّهِ خَیرٌ و اءبْقی )) یعنی؛ آنچه نزد خدای متعال و خواست او است بهتر و با دوام می باشد.<br><br>پس سلمان فارسی بر حضرت زهراء سلام کرد و بعد از آن، جریان ناراحتی و گریه حضرت رسول صلّلی اللّه علیه و آله را برای آن بزرگوار بیان نمود.<br><br>فاطمه زهراء سلام اللّه علیها با شنیدن این خبر از جای خود برخاست و چادر خود را که حدود دوازده جای آن پاره شده و درز گرفته بود بر سرافکند.<br><br>سلمان فارسی با دیدن چنین زندگی و لباسی به گریه افتاد و گفت: چقدر سخت و غیر قابل تحمّل است که دختران رؤ ساء و پادشاهان لباس های سُندس و ابریشم بپوشند، و در آن همه تجمّلات و آسایش باشند؛ ولی دختر محمّد، پیغمبر خدا صلّلی اللّه علیه و آله چادر پشمینِ وصله دار بپوشد و این همه سختی ها و مشقّت ها را تحمّل نماید.</div> text/html 2018-02-15T09:00:08+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن 4 کلید قرآنی که درهای آرامش را می گشایند http://maedeh.mihanblog.com/post/222 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/Quran12958.jpg" alt="" align="left" vspace="0" hspace="5" border="0">اموری که از دیدگاه قرآن کریم ، باعث آرامش هستند.<br><br>بر اساس آیات نورانی قرآن کریم ، <font color="#CC6600">چه چیز هایی مایه ی&nbsp; آرامش انسان معرفی شده اند؟<br></font><br>&nbsp;جواب : خداوند سبحان ، در قرآن کریم چهار چیز را مایه ی آرامش انسان معرفی کرده است :<br><br><font color="#3333FF">1 : ذکر خدا :</font> (...أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئنِ‌ُّ الْقُلُوب...) بدانید که تنها با یاد خدا دلها آرام مى‌گیرد.(هود-28)<br><br><font color="#3333FF">2 : شب :</font> (...هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فیه..).او کسى است که شب را براى شما آفرید، تا در آن آرامش بیابید(یونس-67) <br><br><font color="#3333FF">3 : همسر :&nbsp;</font> (وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها ...).و از نشانه‌هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید.(روم- 21)<br><br><font color="#3333FF">4 : دعای پیامبر برای مومنان:</font> (...صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ ...). ای پیامبر :برای&nbsp; آنها دعا کن که دعاى تو، مایه آرامش آنهاست .(توبه-103) </div> text/html 2018-02-10T09:47:56+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن توصیه های قرآنی برای ایجاد محبت بیشتر بین زوجین http://maedeh.mihanblog.com/post/221 <div align="justify">اگر زوجین همدیگر را نشانه ای از خداوند بدانند که برای آرامش آنها آفریده است و با چشم امانت نسبت به هم بنگرند و در کنار این نگرش، اعتقاد به معاد خود را تقویت کنند، یعنی در عین امانت بودن بدانند که ممکن است لحظه دیگر این فرصت عشق ورزی نباشد. پس با این نگرش سعی می کنیم از لحظه لحظه با هم بودن لذت ببریم و قدر لحظات در کنار هم بودن را بیشتر بدانیم. در خصوص الگویی که اسلام در مورد رابطه میان زوجین ارائه می دهد، با خانم «مرجان باوفا» نویسنده وپژوهشگر علوم دینی، و مدرس حوزه و دانشگاه به گفتگو نشستیم.<br><br><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/071534.jpg" alt="" width="464" vspace="0" hspace="0" height="260" border="0" align="bottom"><br></div><br><font color="#3333FF">با توجه به مبانی توحیدی و به الگویی که از زندگی مشترک امام علی(ع) و حضرت زهرا<font size="1">(س) </font>داریم، چه اصولی برای زندگی موفق زناشویی می توان برشمرد؟</font><br><br>ـ اگر زن و مرد انگیزه ازدواجشان براساس خدامحوری باشد و خدا را در تمام مراحل زندگی مشترک در نظر بگیرند بسیاری از مشکلاتی که در خانواده های امروزی مشاهده می شود، وجود نخواهد داشت. خداوند متعال در آیات قرآن نخستین اوصاف همسران خوب را "اسلام" و سپس "ایمان" یعنی اعتقادی که در اعماق قلب انسان نفوذ کند بیان می فرماید: « ... <font color="#339999">أَزْوَاجًا خَیرْا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَ أَبْکاَرًا </font>به جای شما همسرانی بهتر برای او قرار دهد، همسرانی مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت کننده، زنان غیر باکره و باکره.» (سوره تحریم / آیه5) چنان چه در روایت آمده: وقتی پیامبر اکرم<font size="1">(ص) </font>از حضرت علی<font size="1">(ع)</font> سؤال فرمودند که حضرت فاطمه<font size="1">(س)</font> را چگونه یافتی؟ حضرت علی<font size="1">(ع)</font> فرمودند: «بهترین یار در اطاعت خدا».<br><br>بنابراین اگر داعیه همه جوانان در انتخاب همسر و ادامه زندگی مشترک این باشد که همسرشان بهترین یار در اطاعت خدا باشد و همدیگر را هر روز و هر لحظه با خدا آشنا کنند و دغدغه آنها اطاعت خداوند باشد، بسیاری از مشکلات خانوادگی حل خواهد شد. پیامبر اسلام(ص) در مورد مردها می فرماید : «<font color="#339999">کُلَّ مَن اشتَدَّ لنا حُبّاً اشتَدَّ للنساء حُبّاً</font>: هر کس علاقه اش به ما بیشتر باشد، علاقه اش به زنش بیشتر خواهد شد.»<br></div> text/html 2018-02-07T07:09:29+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن راز آرامش و امنیت http://maedeh.mihanblog.com/post/220 <div align="justify">"<font color="#009900">اِنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرواْ مَا بِآنفُسِهِم</font>." <font size="1">رعد/11</font><br><br><font color="#FF0000">و خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمی دهد تا زمانیکه خود آن قوم حالشان را تغییر دهند.</font><br><br>حضرت امام خمینی<font size="1">(ره) </font>می‌فرماید: «ولایت فقیه امتدادی است از حاكمیت معصومان و عبارت است از حاكمیت فقیه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كاردانی و مهارت در وجود او محقق گردیده است كه همه این ویژگیها او را از استبداد و دیكتاتوری بازمی‌دارد.» ایشان این معنا را با سخن خود چنین مورد تأكید قرار می‌دهد: «اسلام دیكتاتوری را محكوم و رد می‌كند و ولایت را از حاكمی كه می‌خواهد با دیكتاتوری حكومت كند، ساقط می‌ سازد حتی اگر آن حاكم فقیه باشد. اگر فقیه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولایت او خود به خود ساقط می‌گردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «<font color="#3333FF">جانم فدای تک تک این ملت</font>».<br><br><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/22bahman.jpg" alt="" width="481" vspace="0" hspace="0" height="164" border="0" align="bottom"><br></div><br>مقام معظم رهبری بیان میکنن که سه باور در امام بزرگوار ما وجود داشت، كه همین سه باور به او قاطعیت میداد، شجاعت میداد و استقامت میداد: باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود. این سه باور، در وجود امام، در تصمیم امام، در همه‌ی حركتهای امام، خود را به معنای واقعی كلمه نشان داد. این سه باور، امام را زنده نگه داشت؛ جوان نگه داشت؛ فكر امام و راه امام و طریقه‌ی امام را برای این ملت، ماندگار و ثابت كرد؛ آن وقت همین سه باور بتدریج در مردم ما، در جوانان ما، در قشرهای گوناگون، همگانی شد؛ امید پیدا شد، اعتماد به نفس پیدا شد، توكل به خدا پیدا شد؛ اینها جای یأس را گرفت، جای تاریك‌نمائی را گرفت، جای بدبینی را گرفت؛ مردم ایران روحیات خودشان را تغییر دادند، خدای متعال هم وضع آنها را تغییر داد: «انّ الله لایغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بانفسهم»؛<font size="1">(۱)</font> ملت ایران راه خود را، حركت خود را، انگیزه‌ های خود را اصلاح كردند، خدای متعال هم به آنها كمك كرد، به آنها نصرت داد و پشتیبانی كرد.(۱۳۹۲/۰۳/۱۴)<br><br><font size="1" color="#666666">بیانات در مراسم بیست‌ و چهارمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)<br>منبع : <a href="http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?sid=13&amp;npt=7&amp;aya=11" target="_blank" title="">رهبری</a></font></div> text/html 2018-02-05T09:50:48+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن قلمرو قلب در قرآن کریم http://maedeh.mihanblog.com/post/219 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/1947405.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">در <font color="#3333FF">قرآن کریم</font> و همچنین احادیث اسلامی، شناخت هایی مطرح شده است که نه در قلمرو حس و نه در قلمرو عقل است، این شناخت ها به قلمرو «وحی» تعلق دارد. قلمرو «وحی» همان قلمرو «قلب» در مبحث شناخت است. البته در مباحث عقیدتی به همه شناخت هایی که در قلمرو قلب است «وحی» گفته نمی شود، بلکه این شناخت ها به سه نوع تقسیم می شود: وسوسه، الهام و وحی. درباره شناخت های نوع اول در سوره انعام آیه 121 آمده است: «<font color="#339999">وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ</font>. و همانا شیاطین به دوستان خود وحی می کنند. ..». همان طور که ملاحظه می کنید، القائات و ادراکاتی که از طریق شیاطین برای پاره ای از انسان ها حاصل می شود، در قرآن به عنوان «وحی» مطرح شده، چنان که در سوره «ناس» از آنها تعبیر به «وسوسه» شده است<font size="1">.[1]</font> در مباحث عقیدتی نیز به این گونه ادراکات، وسوسه گفته می شود.<br><br>و در مورد شناخت های نوع دوم یعنی الهام، در سوره قصص آیه 7 می خوانیم: «<font color="#339999">وَ أَوْحَینا إِلی أُمِّ مُوسی أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیمِّ وَ لا تَخافِی وَ لا تَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیک وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ</font>. و به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر بده و اگر برجان او بیم داشتی، او را به دریا انداز، و مترس و بیمناک مباش که ما حتماً او را به تو باز می گردانیم و او را از پیامبران قرار خواهیم داد».<br><br>در این جا نیز ملاحظه می فرمایید که القائات و ادراکاتی که از جانب خداوند به مادر حضرت موسی علیه السلام در مورد نحوه نگهداری از او شده، در قرآن با عنوان «وحی» آمده است. ولی در مباحث عقیدتی به این گونه شناخت ها که برای غیر پیامبران حاصل می شود «الهام» گفته می شود و همان طور که در قرآن و روایات اسلامی آمده است، هر کس می تواند با تهذیب نفس و تزکیه روح به این گونه شناخت ها دست یابد.</div> text/html 2018-02-03T09:24:08+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن فضیلت قرائت قرآن و آداب آن http://maedeh.mihanblog.com/post/218 <div align="justify"><font color="#009900"><b><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/photo2037.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">قرآن</b></font> همان قانون خدایی و ناموس آسمانی است که اصلاح دین و دنیای مردم را به عهده گرفته، سعادت جاودانی آنان را تضمین نموده است. آیات آن سرچشمه هدایت و راهنمایی و کلماتش معدن ارشاد و رحمت است کسی که به سعادت همیشگی علاقه مند باشد، سعادت و خوشبختی هر دو جهان را بخواهد بر وی لازم است که روز و شب با قرآن، کتاب خدا تجدید عهد نموده ارتباطش را با آن هر چه محکم تر و استوارتر سازد و آیات آن را به حافظه خود بسپارد و با مغز و فکر خویش و با شیره جان و تنشان به هم درآمیزد تا در روشنایی و پرتو آن کتاب آسمانی به سوی رستگاری و سعادت ابدی گام بردارد. از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه اهل بیت علیهم السلام در ثواب و فضیلت قرائت قرآن احادیث فراوانی به ما رسیده است که اینک قسمتی از آن ها را در اینجا می آوریم: از امام باقر علیه السلام نقل گردیده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: <br><br>هرکس در هر شب ده آیه از قرآن بخواند، در آن شب از غافلان و آنان که از پروردگارشان بی خبرند، نوشته نمی شود و هرکس پنجاه آیه از قرآن بخواند در آن شب در لیست آشنایان و یاد کنندگان خدا ثبت می گردد. هرکس صد آیه تلاوت نماید از عبادت کنندگان و هرکس دویست آیه بخواند نام وی در صف خاشعین و افرادی که در پیشگاه پروردگارشان اظهار بندگی و تواضع کنند، خواهد آمد و هرکس سیصد آیه از قرآن بخواند از سعادتمندان و هر کس پانصد آیه تلاوت کند از کوشش کنندگان در عبادت و پرستش خدا نوشته خواهد شد. و اگر کسی هزار آیه از قرآن بخواند به مانند کسی خواهد بود که طلای ناب و خالص فراوان و بی شماری در راه خدا بذل و احسان نموده است<font size="1">.[1]</font></div> text/html 2018-01-31T07:44:07+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن فضیلت و عظمت سوره مبارکه «الرحمن» http://maedeh.mihanblog.com/post/217 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/re1831.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">فضیلت و آثار و خواص سوره شریفه «<b><font color="#CC6600">الرحمن</font></b>» منحصر به آن چه که در این مقاله آمده است نمی باشد و برخی از آنها در شماره 77 و 76 بشارت یادآور شدیم و در این مقاله هم آثاری دیگر از این سوره شریفه را می آوریم و لازم است به یک نکته مهم توجه داشته باشیم که ثوابها و فضیلت ها و پاداش های مهمی که برای سوره ها و آیات قرآن کریم در روایات ذکر شده است هرگز به این مفهوم نیست که انسان به هر صورت و به هر شرایط آن ها را بخواند به آن ثواب ها می رسد بلکه لازم است برای درک خواص و آثار آیات به خواندن بدون توجه اکتفا نکند بلکه با تدبر در معانی و تعقل در اهداف قرآن آیات را تلاوت کند تا تلاوت آیات راهی برای عمل به آن و خودسازی باشد با توجه به مطلب فوق چند مورد از فضایل سوره مبارکه «الرحمن» را در ذیل یادآور می شویم.<br><br><font color="#3333FF">عروس قرآن</font><br>امام کاظم<font size="1">(ع)</font> فرمودند: که پیامبر اسلام<font size="1">(ص) </font>فرمودند: که هر چیزی در جهان خلقت عروسی دارد و عروس قرآن سوره «الرحمن» است.(فضائل و خواص قرآن صفحه 283)<br><br><font color="#3333FF">شان اهل بیت</font><br>امام صادق(ع) فرمودند:سوره «الرحمن» درشأن ما اهل بیت<font size="1">(ع) </font>نازل شده است و «الرحمن» اسم خداست ـ علم القرآن یعنی به پیامبر<font size="1">(ص) </font>تعلیم قرآن داد و خلق الانسان یعنی علی<font size="1">(ع)</font> را خلق نمود و علمه البیان یعنی او را مفسر و مبین قرآن قرار داد و هر چیزی که در قرآن است به او آموخت.(کنزالفوائد)<br><br><font color="#3333FF">فرشته محافظ</font><br>امام صادق <font size="1">(ع) </font>فرموند:هرکس در شب جمعه سوره «الرحمن» را بخواند،خداوند دو فرشته را بر او موکّل گرداند که تا صبح حافظ او باشند و اگر در صبح بخواند تا شب این دو ملک حافظ او باشند.</div> text/html 2018-01-29T06:57:20+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن چرا قرآن «مثال» زده است؟ http://maedeh.mihanblog.com/post/216 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/176243.jpg" alt="" vspace="0" border="0" align="left" hspace="5">در قرآن مجید مثلهای زیادی، بیش از پنجاه مَثَل،<font size="1">[1]</font> دیده می شود. تنها در سوره بقره - که دوّمین سوره قرآن است - حدّ اقل ده مثل ذکر شده است. چه حکمتی در این مثالها نهفته است که خداوند تا این میزان مثل آورده است؟<br><br>پاسخ: مَثَل یعنی تشبیه حقایق عقلی به امور حسّی و قابل لمس. از یک سو، مسائل عقلی بسیاری وجود دارد که اکثر مردم قابلیت فهم و جذب آن را پیدا نمی کنند. و از سوی دیگر، مردم به محسوسات و عینیات عادت کرده اند و ضرب المثل «عقل مردم به چشمشان است» بدین معناست که دیده ها و امور قابل لمس، آسان تر و بهتر درک می شود. بدین خاطر است که خداوند متعال برخی از مفاهیم بلند عقلی را در قالب مثلها بیان فرموده است تا عموم مردم آنها را به تناسب ادراک خود دریابند. بنابراین، فلسفه مثلهای قرآن، تنزّل مسایل بلند و عمیق و بیان آنها در افق فکر مردم است.<br><br><font color="#3333FF">مثلهای عملی و لسانی</font><br><br>این نکته قابل توجّه است که مثل گاهی عملی است و به زبان کردار بیان می شود و گاهی لفظی است و به زبان گفتار.<br><br>مثل های قرآن مجید از نوع دوّم است؛ ولی در سیره پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و ائمّه هدی علیهم السلام گاهی مثالهای عملی نیز دیده می شود که طبعاً اثر بیشتری هم دارد..<br><br><font color="#3333FF">هدف از مثَلَها، از زبان قرآن</font><br><br>در آیاتی از قرآن، هدف از مثل های قرآنی بیان شده است؛ به سه نمونه از آن توجّه کنید:<br><br><font color="#FF0000">1- </font>در آیه 25 سوره ابراهیم پس از این که کلمه «طیبه» را به «شجره طیبه» تشبیه می کند- که بحث آن خواهد آمد- در آخر آیه می فرماید: «<font color="#339999">وَ یضْرِبُ اللّهُ الامْثالَ لِلْنّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَذَکرُونَ</font>» خداوند برای مردم مَثَلها می زند، شاید متذکر شوند.</div> text/html 2018-01-27T06:15:49+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن گناهان کبیره در قرآن http://maedeh.mihanblog.com/post/215 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/10003.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنی از حضرت ابو جعفر محمّد بن علی الرضا علیهما السّلام، روایت کرده که حضرت فرمودند: پدرم حضرت علی بن موسی علیهما السّلام فرمودند: از حضرت ابا الحسن موسی بن جعفر علیهما السّلام شنیدم که فرمودند: عمرو بن عبید بصری بر حضرت ابی عبد اللَّه علیه السّلام وارد شد و وقتی سلام کرد و نزد آن حضرت نشست این آیه را تلاوت کرد:<br></div><div align="justify"><br><font color="#339999">الَّذِینَ یجْتَنِبُونَ کبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ</font> (آنان که از گناهان کبیره و فواحش دوری می کنند) سپس از تکلّم امساک کرد و ساکت گردید.<br><br>حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند: چرا ساکت شدی؟<br><br>عرض کرد: دوست دارم از کتاب خدا به معاصی کبیره آگاه شوم.<br><br>امام علیه السّلام فرمودند: آری ای عمرو بزرگ ترین کبائر شرک به خدا است، حق تعالی در قرآن می فرماید: <font color="#339999">إِنَّهُ مَنْ یشْرِک بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ</font> (کسی که به خدا شرک بیاورد محقّقا حق جلّ و علا بهشت را بر او حرام کرده و جایگاهش در دوزخ است).<br><br>و بعد از آن ناامیدی از رحمت خدا است زیرا حق تبارک و تعالی در قرآن می فرماید: <font color="#339999">وَ لا تَیأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ، إِنَّهُ لا ییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکافِرُونَ </font>(از رحمت خدا ناامید نشوید زیرا فقط کفّار از رحمت او مأیوس می باشند).</div> text/html 2018-01-24T13:57:18+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن طراوت قرآن http://maedeh.mihanblog.com/post/214 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/dars.JPG" alt="" vspace="0" border="0" align="left" hspace="5">امام علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمود:<br><br><font color="#339999">انَّ اللَّهَ تَعالَی لَمْ یجْعَلِ الْقُرآنَ لِزّمانٍ دُوْنَ زمانٍ وَلا لِناسٍ دُوْنَ ناسٍ فَهُوَ فِی کلِّ زَمان جَدیدٌ وَعِنْدَ کلِّ قَوْمٍ غَضٌّ الی یوْمِ الْقِیامَةِ</font><font size="1">[1]</font><br><br><font color="#3333FF">ترجمه</font><br>خداوند قرآن را برای زمان خاصی قرار نداده و نه برای جمعیت خاصی، و لذا در هر زمانی تازه و نزد هر جمعیتی با طراوت است.<br><br><font color="#3333FF">شرح کوتاه</font><br>سخن فوق را امام علیه السلام در پاسخ کسی فرمود که سؤال کرده بود <font color="#FF0000">چرا قرآن با تکرار مطالعه و تلاوت و نشر کهنه نمی شود؟</font> <br><br>امام با این گفتار اشاره پرمعنایی به این حقیقت می کند که قرآن مخلوق جهان ماده و افکار زودگذر و متغیر بشر نیست که گرد و غبار فرسودگی با گذشت زمان روی آن بینشیند، بلکه از علم و دانش خداوند بزرگی سرچشمه گرفته که وجودش ازلی و ابدی است و لذا هر چه آن را بخوانند تازه تر و جالب تر است و راستی یکی از نشانه های عظمت قرآن همین نشانه است.<br><br><font size="1" color="#666666">پی نوشت:<br>[1] سفینة البحار، جلد 2، صفحه 413.<br>منبع : مکارم شیرازی، ناصر؛ یکصد و پنجاه درس زندگی. </font></div> text/html 2018-01-20T03:20:53+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن پناهندگی به قرآن http://maedeh.mihanblog.com/post/213 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/96558.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">مرحوم حاجی نوری در «دارالسلام» از یکی از علمای نجف نقل می کند که: در منزل، کبوتری داشتیم. گربه ای هم گاهی به منزل می آمد و می رفت. یک روز گربه به کبوتر که ما خیلی، به او علاقه مند بودیم، حمله کرد و آن را به دندان گرفت و برد. بچه ها هر چه تلاش کردند که کبوتر را پس بگیرند، نتوانستند.<br><br>من نیز عصا را نزدیک خود گذاشته بودم تا وقتی گربه برگشت او را تنبیه کنم، اما تا چند روز از او خبری نشد. گویا خودش هم می دانست در محلی که دزدی و خیانت شده است، نباید به این سادگی ظاهر شود!<br><br>روزی متوجه شدم که آهسته آهسته می آید، خود را پنهان کردم که نفهمد در کمین او هستم. گربه وارد کتابخانه شد، من هم داخل شدم و در را بستم. هر چه به این طرف و آن طرف فرار کرد، فایده ای نداشت، با تعجب دیدم که یک مرتبه پرید و به سوی رحلی که <font color="#009900"><b>قرآن</b></font> بر روی آن بود، رفت. دست ها و صورتش را به روی قرآن گذاشت و با حالت التماسانه به من نگاه کرد. فهمیدم که حیوان به قرآن پناه برد است. بنابراین، عصا را کنار گذاشتم و درب اتاق را باز کردم تا برود. گربه هم با خاطری آسوده و آهسته بیرون رفت، ولی از آن به بعد دیگر در خانه ما خیانتی نکرده در خانه ما ماند و جایی نرفت.<br><br><font size="1" color="#666666">منبع : بشارت، شماره 69. </font></div> text/html 2018-01-17T09:57:04+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن جهانی و جاودانگی قرآن http://maedeh.mihanblog.com/post/212 <div align="justify"><img src="http://maidah.behnamonline.net/imagemaidah/DMGHC15.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">«جهانی بودن دین اسلام» از ضروریات این آیین الهی است. اسلام، به منطقه جغرافیایی خاصی محدود نیست و بر همین اساس، پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ به سران كشورهایی مانند: روم، ایران، مصر و... نامه نوشتند و همه را به پذیرفتن دین اسلام دعوت كرده و از پیامدهای كفر، برحذر داشتند، اگر دین اسلام، جهانی نبود، چنین دعوت عمومی انجام نمی‌گرفت و سایر اقوام و امت‌ها هم عذری برای عدم پذیرش می‌داشتند.<br><br>آیات قرآن نیز دین اسلام را یك دین جهانی و فراگیر می‌داند؛ چنانكه می‌فرماید: «<font color="#339999">ان هوالاّ ذكر للعالمین</font>»<font size="1">[1]</font> در این آیه تأكید شده است كه قرآن برای جهانیان نازل شده است. در آیه دیگر از پیروزی دین جهانی اسلام، بر همه ادیان خبر داده و می‌فرماید: «<font color="#339999">هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ كُلِّهِ</font>؛<font size="1">[2]</font> او كسی است كه رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همة ادیان غالب سازد.»<br><br>برای جاودانی بودن قرآن كریم و دین مبین اسلام نیز دلایل فراوانی وجود دارد كه بعضی از آنها عبارتند از:<br><br><font color="#3333FF">1. تازگی و اثربخشی قرآن در همه زمان‌ها:</font><br>قرآن كتابی است كه برای یك زمان نازل نشده است و الا باگذشت زمان، همة رازهای آن كشف می‌شد و جاذبه و تازگی و اثربخشی خودش را از دست می‌داد؛ حال آنكه می‌بینیم زمینه تدبر وتفكر و كشف جدید، همیشه برای این دریای بی‌كران و مفاهیم بلند آن وجود دارد.این نكته‌ای است كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ آن را توضیح داده‌اند. پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرموده است: «مثل قرآن، مثل خورشید و ماه است و مثل آن دو همیشه در جریان است» (پس با گذشت زمان كهنه نمی‌شود.)<br><br>امام رضا ـ علیه السّلام ـ نقل كرده‌اند كه از امام جعفرصادق ـ علیه السّلام ـ پرسیدند: چه سری است كه هرچه زمان بیشتری بر قرآن می‌گذرد و هرچه بیشتر تلاوت می‌شود بر طراوت و تازگیش افزوده می‌گردد؟فرمودند: برای این كه قرآن تنها برای یك زمان و نه زمان دیگر و برای یك مردم و نه مردم دیگر، نازل نشده؛ بلكه برای همة زمان‌ها و همة مردم نازل شده است. بنابراین، خداوند متعال قرآن را طوری ساخته كه در هر زمان و با وجود همه اختلاف‌هایی كه در اندیشه‌های مردم به چشم می‌خورد، بر زمان‌ها و افكار پیشی‌گیرد و در هر عصری مفاهیم تازه‌ای از معارف بلند آن كشف شود.<font size="1">[3]</font></div> text/html 2018-01-14T06:47:51+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن قصص و علل بیان آن در قرآن http://maedeh.mihanblog.com/post/211 <div align="justify"><font color="#3333FF"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/7225810.png.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">نقش و معانی قصص:</font><br>در قرآن کریم، قصه ها جایگاه خاصی دارند، چرا که کلام خدا، از نگرش خاصی برخوردار است. این نگرش، معانی حکیمانه و معارف انسان ساز را برای آدمی بیان می کند.واژه قصص، جمع قصه، به معنای داستان و سرگذشت است. قصص، از ریشه قص أثره است. یعنی، او را دنبال کرد. از این رو، مادر حضرت موسی(ع)، موقعی که فرزند خود، موسی را در میان صندوق چوبی روی آب رها کرد، به خواهر وی گفت: او را دنبال کن!(وقالت لاخته قصیه) (سوره قصص، آیه 11). قصیه، یعنی دنبال کن.واژه قصص، مصدر است، به معنای سرودن قصه. (لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب) (سوره یوسف، آیه 11)؛ به راستی در سرگذشت ایشان، عبرتی برای صاحبان اندیشه است.<br><br>چند واژه در قرآن به معنای قصه آمده، که بیان کننده گستره و ماهیت داستان در قالب واژه های گوناگون و القای معانی عمیق است.اکنون، به توضیح این واژه ها می پردازیم:<br><br><font color="#FF0000">الف)</font> سرگذشت ها و اخباری که از زمان گذشته سخن می گوید. یعنی، سرگذشت اقوام پیشین. مثل اقوام نوح، عاد، ثمود و...</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#FF0000">ب)</font> حوادثی که در روزگار نزول وحی و عصر نبوت پیامبر اسلام<font size="1"> (ص)</font> رخ داده است. مثل جنگ های بدر، احد، حنین و...</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#FF0000">ج) </font>حوادثی که هنگام نزول وحی، وعده تحقق آن ها در آینده داده شده است. مثل وعده شکست مشرکان و دشمنان اسلام، فتح مکه و وعده چیرگی روم بر ایران.</div> text/html 2018-01-13T06:27:48+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن جسد فرعون مصر و شگفتی قرآن http://maedeh.mihanblog.com/post/210 <div align="justify">هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981 میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،ازمصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون را برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل کند.جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان شناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.<br><br>رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود. تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند.</div><div align="justify"><br></div><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/islam207.jpg" alt="" width="486" vspace="0" hspace="0" height="211" border="0" align="bottom"></div><div align="justify"><br>اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898 میلادی و تقریبا در حدود 200 سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟!<br><br><font color="#CC6600">چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیج انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این جسد نمی گذرد؟!</font></div> text/html 2018-01-11T06:33:11+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن اعجاز قرآن از نظر علوم روز http://maedeh.mihanblog.com/post/209 <div align="justify"><font color="#3333FF"><img src="http://maidah.behnamonline.net/imagemaidah/1746.JPG" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">جاذبه ی زمین</font><br>قرآن، هزار و اندی سال قبل از نیوتن از جاذبه ی زمین خبر داده است:<br><br><font color="#339999">ألم نجعلِ الأرض کفاتاً</font> (مرسلات/25)<br><br>«آیا ما زمین را کفایت (بر هر امر بشر) قرار نداده ایم.»<br><br>زمین را جذب کننده آفریدیم.<br><br>در ده ها تفسیر که پیش از ولادت نیوتن نوشته شده، تصریح گردیده، که (کِفات) به معنای جذب کردن است.<br><br><font color="#3333FF">برخورد الکتریسیته</font><br>(فرانکلین) ثابت کرد که ابرها دارای بار الکتریسیته هستند و همان طوری که منفی و مثبت هم دیگر را جذب می کنند، منفی با منفی و مثبت با مثبت، هم دیگر را دفع می کنند و این دفع کردن باعث می شود ابرها از هم دور شوند، لکن خداوند، به وسیله ی بادها، ابرها را به هم نزدیک می سازد تا منفی و مثبت هم دیگر را جذب کرده و تولد باران نمایند. این مطلب در قرآن کریم بیان شده است:ألم تر أنَّ الله یزجی سحاباً ثمّ یؤلّف بینهُ ثمّ یجعلهُ رُکاماً فتری الودق یخرج من خللهِ و ینزلُ من السَّمآءِ من جبالٍ فیها من بردٍ فیصیبُ به من یشّءُ و یصرفهُ عن مَّن یشاءُ یکادُ سنا برقه یذهبُ بالأبصرِ(نور/43)<br><br>«آیا ندیدی که خدا ابر را از هر طرف براند تا به هم در پیوندد و باز و انبوه و متراکم سازد آنگاه بنگری قطرات باران از میان ابر فرو ریزد و نیز از جبال آسمان تگرگ فرو بارد که آن به هر که خدا خواهد اصابت کند و از هر که خواهد باز دارد (تا تگرگش زیان نرساند) و روشنی برق چنان بتابد که خواهد روشنی دیده ها را از بین ببرد.» آیا نمی بینی خداوند، ابرها را به آسانی حرکت می دهد، بعد آن ها را با هم ترکیب می نماید، سپس بر روی هم انباشته می کند، آنگاه باران را از لا به لای آن ها خارج می سازد.</div> text/html 2018-01-09T07:15:10+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن ارزش قرائت‌ قرآن‌ در منازل‌ http://maedeh.mihanblog.com/post/208 <div align="justify"><img src="http://maidah.behnamonline.net/imagemaidah/0010448.JPG" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">در « اصول كافی‌» با إسناد متّصل‌ خود روایت‌ می‌كند كه‌ رسول‌ خدا (صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله)‌‌ فرمود:«نَوِّرُوا بُیوتَكُم‌ بِتِلاوَةِ الْقُرْءَانِ؛ وَلَا تَتَّخِذُوهَا قُبُورًا كَمَا فَعَلَتِ الْیهُودُ وَ النَّصَارَی‌: صَلُّوا فِی‌ الْكَنَآئِسِ وَ الْبِیعِ وَ عَطَّلُوا بُیوتَهُمْ. فَإنَّ الْبَیتَ إذَا كَثُرَ فِیهِ تِلَاوَةُ الْقُرْءَانِ، كَثُرَ خَیرُهُ وَاتَّسَعَ أَهْلُهُ وَ أَضَآءَ لاِهْلِ السَّمَآءِ كَمَا تُضِی‌ءُ نُجُومُ السَّمَآءِ لاِهْلِ الدُّنْیا1؛ <font color="#3333FF">خانه‌های‌ خود را با تلاوت‌ قرآن‌ نورانی‌ كنید، و مانند قبرها خشك‌ و جامد و خاموش‌ و تاریك‌ نگیرید؛ شبیه‌ یهودیان‌ و مسیحیان‌ كه‌ نمازهای‌ خود را در كلیساها و كنیسه‌ها می‌خوانند؛ و خانه‌های‌ خود را تعطیل‌ نموده‌اند.</font><br><br>چون‌ در خانه‌ اگر قرائت‌ قرآن‌ بسیار شود، خیراتش‌ گسترش‌ می‌یابد، و اهلش‌ زیاد می‌شوند؛ و همانطور كه‌ ستارگان‌ آسمان‌ به‌ زمین‌ نور می‌دهند، این‌ خانه‌ به‌ ساكنین‌ آسمانها نور می‌فرستد.<br><br>حضرت‌ صادق‌(علیه‌‌السّلام)‌‌ فرمود: «إنَّ الْبَیتَ إنْ كَانَ فِیهِ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ یتْلُو الْقُرْءَانَ، یتَرَآءَاهُ أَهْلُ السَّمَآءِ كَمَا یتَرَآءَی‌ أَهْلُ الدُّنْیا الْكَوْكَبَ الدُّرِّی فِی‌ السَّمَآءِ» 2 ؛ «<font color="#3333FF">اگر در خانه‌، فرد مسلمان‌ به‌ تلاوت‌ قرآن‌ مشغول‌ شود، چنان‌ اهل‌ آسمان‌ به‌ تماشای‌ او مشغول‌ می‌شوند، مثل‌ نگاهی كه‌ اهل‌ دنیا به ستارگان‌ درخشان‌ آسمان‌ می‌كنند</font>.»<br><br>و همچنین‌ در «كافی‌» از حضرت‌ صادق(علیه‌السّلام) روایت می‌کند‌ كه‌ امیرالمؤمنین<font size="1">(صلوات‌ الله‌ علیه)‌</font> فرمودند:«خانه‌ای‌ كه‌ در آن‌ قرآن‌ بسیار خوانده‌ شود و ذكر خداوند عزّوجلّ بسیار شود، بركتش‌ زیاد می‌گردد، و فرشتگان‌ در آن‌ حضور می‌یابند، و شیاطین‌ از آنجا رخت‌ بر می‌بندند، و نور و روشنی‌ به‌ اهل‌ آسمان‌ می‌دهد همانطور كه‌ ستارگان‌ به‌ اهل‌ زمین‌ نور و روشنی‌ می‌دهند. و خانه‌ای‌ كه در آن‌ قرآن‌ خوانده‌ نشود و ذكر خداوند عزّوجلّ در آن‌ برده‌ نشود، بركتش‌ كاهش‌ می‌یابد، و فرشتگان‌ حضور نمی‌یابند، و شیاطین‌ در آنجا حاضر می‌شوند.» 3<br><br>حضرت‌ صادق‌(علیه‌‌السّلام)‌‌ فرمود: «اگر در خانه‌، فرد مسلمان‌ به‌ تلاوت‌ قرآن‌ مشغول‌ شود، چنان‌ اهل‌ آسمان‌ به‌ تماشای‌ او مشغول‌ می‌شوند، مثل‌ نگاهی كه‌ اهل‌ دنیا به ستارگان‌ درخشان‌ آسمان‌ می‌كنند.»</div> text/html 2018-01-07T08:08:05+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن ساز و کار اعتقاد به خداوند در تأمین بهداشت روانی http://maedeh.mihanblog.com/post/207 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/ajrc.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">ایمان به خداوند،یعنی: اعتقاد به اینکه خداوند یگانه این جهان را آفریده و همه امور به دست اوست، او مالک، قادر، حکیم، عالم، خالق، تدبیر کننده، رازق و مالک حقیقی جهان است و مالکیت دیگران اعتباری است. <br>&nbsp;<br><font color="#339999">قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِی الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِكَ الْخَیْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ...</font> بگو بار خدایا تویى كه فرمانفرمایى هر آن كس را كه خواهى فرمانروایى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروایى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خوبیها به دست توست و تو بر هر چیز توانایى.<font size="1"> (سوره آل عمران آیه ی 26)</font><br><br><font color="#339999">&nbsp;وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیراً</font>... بر همه چیز قدرت دارد.<font size="1"> ( سوره فتح آیه ی 21)</font><br><br><font color="#339999">وَ هُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَ هُوَ الْحَكِیمُ الْخَبِیرُ</font>... از همه کارهای بندگان باخبر است و اعمالی که نسبت به بندگان انجام می دهد از روی حکت، و دلیل است. <font size="1">(سوره انعام آیه ی 18)</font><br><br><font color="#339999">إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ</font>... همانا روزی بخشنده خلق تنها خداست که صاحب قوّت و قدرت ابدی است. <font size="1">(سوره ذاریات آیه ی 58)</font><br><br><font color="#339999">وَ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ</font>... به علاوه خیر و سعادت بندگان را می خواهد، هرچند در ظاهر حادثه ای برای بندگان ناگوار باشد، در واقع به نفع آنان می باشد. <font size="1">(سوره بقره آیه ی 216)</font><br><br><font color="#339999">وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِکُمْ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَلِیًّا وَ کَفى‏ بِاللَّهِ نَصیراً</font>... خداوند است که مهمات زندگی انسان را کفایت و او را از شر دشمنان حفظ می کند. <font size="1">( سوره نساء آیه ی 45)<br></font><br>برای انسانی که ایمان دارد، زندگی معنادار و مشکلات دارای مفهوم می گردد و می داند که اینها مقتضای زندگی دنیوی است و از سوی خدا برای سازندگی و تقویت روحی انسان می باشد. این طرز برداشت، باعث رضایت از زندگی و سلامت روانی می گردد، مثلاً اگر شخص ضربه ای به طرف دیگر وارد کند، آن شخص ناراحت می شود و عکس العمل نشان می دهد، ولی رزمی کاران هنگام تمرین چندین برابر این ضربه را بهم وارد می کنند و نه تنها ناراحت نمی شوند، بلکه از اینکه بدنشان قوی شده است، احساس رضایت هم می کنند، درحالیکه هردو ضربه است. این به چگونگی برداشت و شناخت از آن ضربه بستگی دارد. همین مسئله در رابطه با مقتضیات زندگی هم جاری می شود. کسی که اعتقاد داشته باشد اگر امر مکروهی در زندگی برای او پیش آمد به نفع اوست.<br></div> text/html 2018-01-06T10:46:09+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن پیش بینی های قرآن http://maedeh.mihanblog.com/post/206 <div align="justify"><font color="#339999"><img src="http://maidah.behnamonline.net/imagemaidah/MGHM22-1.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ</font> <font size="1">(فصلت/53)</font><br><br>«ما آیات قدرت و حکمت خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان کاملاً هویدا و روشن می گردانیم تا ظاهر و آشکار شود که (خدا و قیامت و رسالش هم) برحق است.»<br><br>آیات خود را در دوردست ها و در درون خودشان به آن ها نشان خواهیم داد تا جایی که برای آن ها روشن شود که این قرآن حق است. پیش بینی شناخته شدن آیات قرآن در آینده آیه پیش بینی می کند که انسان به شناخت پدیده ها در دوردست ها و در درون خود خواهد رسید. شناختی که به دست خواهد آورد نیز درستی حرف های قرآن را ثابت خواهد کرد.در عصر ما انسان با تلسکوپ و میکروسکوپ و انواع امکانات پیچیده دیگر خیلی از پدیده های دوردست فضای دور و نزدیک و همین طور در درون خودش را شناخته است. آن شناخت ها نیز چنان که دیدیم به نوبه خود درستی آیات قرآن را تأیید نموده است.<br><br><font color="#339999">وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ وَلِیقُولُوا دَرَسْتَ وَلِنُبَیِنَهُ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ</font><font size="1"> (انعام/105)</font><br>&nbsp;<br>«و به این شکل آیات را روشن می کنیم. بگذار بگویند که تو آن ها را خوانده ای. ما آن را (قرآن را) برای کسانی که می دانند (دانش دارند) نشان خواهیم داد».<br><br>آیه پیش بینی می کند که در آینده کسانی خواهند آمد که دانش خواهند داشت و قرآن را به آن ها نشان خواهد داد. و این چیزی است که فعلاً اتفاق افتاده است.<br></div> text/html 2018-01-03T07:25:41+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن آیات قرآن کریم همسطح طبیعت یا مفسر عالم خلقت؟ http://maedeh.mihanblog.com/post/205 <div align="justify"><img src="http://maidah.behnamonline.net/imagemaidah/0036075.JPG" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">در خصوص تبعیت «عقل» از «وحی» در حوزه عقلانی، برخی اشکال می کنند:همانطوری که عقل بشر در حوزه طبیعت، فعالیت ها و دستاوردهایی دارد، در حوزه دین و قرآن هم مطالعه و برداشت هائی می کند، حال اگر «عقل» در حوزه طبیعت خطاپذیر است، در برداشت از قرآن هم خطا پذیر است.معنی دیگر این اشکال این است که اگر علم ابطال پذیری دارد، استنباط ما از دین هم ابطال پذیری دارد لذا اجتهاد ما از دین دائماً در تغییر است و دین قرائت های مختلف دارد! در طرح این نوع بحثها یک خطای اساسی صورت می گیرد که برای رفع آن ذکر دو نکته لازم است:<br><br><font color="#3333FF">1- ثابتات و متغیرات دینی</font><br>در بخشی از دین، همیشه استنباط ها ثابت است و هیچ گونه قرائت متعددی وجود ندارد.<br><br>در اصول اعتقادات: اصل وجود خدا، اصل معاد، اصل حقانیت قرآن، اصل خاتمیت پیامبر اکرم<font size="1"> (ص) </font>اصل حقانیت امامت اهل بیت <font size="1">(ع)</font>، اصول ثابت دین، و مبنای اجتهاد کلیه مجتهدین است و به هیچ وجه، قرائت بردار نیست.در اخلاق هم مسلمات داریم، صداقت و وفای بعهد، احسان به پدر و مادر، امانت داری و... جزء اصول اخلاقی ثابت اسلام است.در حوزه احکام نیز اینکه نماز، روزه، حج، زکوه و... واجب است از مسلمات و ثابتات است بلکه بسیاری از جزئیات این فروعات ثابت است همچون رکعات نماز، قیام، رکوع، سجود در نماز و وجوب روزه در ماه رمضان از طلوع فجر تا غروب آفتاب، امساک از خوردن و آشامیدن و...<br><br>اجتهادات اسلامی همیشه مبتنی بر این اصول ثابت صورت می گیرد و مجتهدین تلاش می کنند تا در تفصیل دین تحقیقاتی را انجام بدهند و ثابتات دینی راهنمای آنهاست تا اینکه از مسیر صحیح خارج نشده و دچار خطا نشوند.</div> text/html 2018-01-03T07:23:08+01:00 maedeh.mihanblog.com بهانه بودن هُدیً للمتَّقین اَلذینَ یومنونَ بالغَیب http://maedeh.mihanblog.com/post/204 <div align="justify"><font color="#3333FF"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/492/1474179/pic/1.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">هُدیً للمتَّقین اَلذینَ یومنونَ بالغَیب</font><br><br>قرآن هدایتی است برای متقیان. آنانکه به غیب ایمان آورند. (بقره/ 2-3)<br><br>حافظ سلمیان قندوزی ((حنفی)) در کتاب ینابیع المودَّه از جابر بن عبدالله انصاری روایت کرده است که می گوید:جندل بن جناده بن جبیر یهودی، نزد رسول خدا <font size="1">(ص) </font>آمد و پس از دریافت پاسخ سوالی که مطرح نمود، اسلام آورد و سپس از آن حضرت درباره اوصیای ایشان پرسید. پس پیامبر<font size="1"> (ص)</font> در جواب او آنان را بر شمرد، تا اینکه فرمود:<br><br>«...پس بعد از او [یعنی امام حسن عسکری سلام الله علیه] فرزندش محمد است، که به مهدی، قائم، و حجّت خوانده می شود او غیبت و پنهانی گزیند، سپس خروج کند. پس آنگاه که خروج (قیام) نماید، زمین را همانگونه که پر از جور و ستم شده است، از عدل و داد آکنده سازد. خوشا به حال صبر پیشگان و شکیبایان در دوران غیبت او.<br><br>خوشا به حال پایداران بر محبت ایشان آنانند کسانیکه خداوند در کتاب خویش وصفشان نموده، فرموده است:«هُدیً للمتَّقین اَلذینَ یومنونَ بالغَیب»<br><br>طبق روایات: مقصود اینست که «متقین» همان مومنان به امام<font color="#009900"><b> مهدی</b></font> علیه اسلام می باشند و «غیب» خود آن حضرت می باشد.<br><br><br><font size="1" color="#666666">منبع: کتاب موعود قرآن/صادق حسینی شیرازی/ترجمه: موسسه الامام المهدی/ص 9. </font></div>