تبلیغات
مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم - مطالب ابر آفرینش























مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم

علم هیأت ثابت کرده است که در ابتدای خلقت، کرات آسمانی به صورت گاز به هم چسبیده و متصل بودند و بعدها به مرور زمان بر اثر فشردگی و تراکم شدید گازها تبدیل به جسم شدند . این واقعیت علمی اولین بار توسط « لاپلاس» ، ریاضیدان و منجم مشهور فرانسوی ، در حدود دو قرن پیش اظهار گردید و امروز نجوم جدید با دستاوردهای جدید خود صحت فرضیه علمی لاپلاس را ثابت کرده است.

براساس همین عقیده است که دانشمندان 67 عنصری که کره ی عظیم خورشید را تشکیل می دهند، عناصری از قبیل هیدروژن ، هلیوم ، کربن، ازت، اکسیژن، فسفر، آهن و ... همچنین دانشمندان دریافته اند عناصری که در خورشید و زمین یافت می شوند ، در سایر کرات نیز کم و بیش وجود دارند، چنانکه محققان با مطالعه بر روی سنگ های آسمانی، مشابهت عناصر زمین با سنگ های آسمانی را دریافته اند و میگیند همان عناصری که در زمین وجود دارند، عیناً در سنگ های آسمانی نیز به چشم می خورند.

« ژرژ گاموف » می نویسد : زمین و خورشید از گازهای بسیار سوزانی که در چندین میلیارد سال پیش بوده اند به وجود آمده اند .

دکتر « بوکای » می گوید: کوچکترین تخالفی میان معلومات قرآنی و روش جدید راجع به تشکّل جهان ( که از توده ی عظیم گاز و دود به وجود آمده ) وجود ندارد.

از مطالب فوق چنین نتیجه می گیریم که جهان با مجموعه ی میلیاردها کهکشان و کراتش  در ابتدای  آفرینش به صورت گاز به هم چسبیده و پیوسته بوده است تا اینکه انفجار عظیمی رخ داد که هنوز صدای مهیب و دهشتناک آن در 15 میلیارد سال پیش، از طریق دستگاه های حساس ، به گوش منجمان می رسد . این مطلبی است که قرآن کریم در عصر جاهلیت و عصری که جهل و نادانی سراسر سرزمین حجاز را فراگرفته بود، صریحاً در دو آیه از روی آن پرده برداشته است.

آیه اول:

ثُمَّ استَوی اِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ... .

پس ، پرداخت به آسمان در حالی که گازی و دودی شکل بود ... ( فصّلت / 11 )

ادامه مطلب...
نوشته شده در پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت 07:07 ب.ظ توسط بهانه بودن آغاز خلقت جهان از دیدگاه قرآن |

طبق آیه ای از قرآن همه آدمیان قبل از ورودشان به دنیا اقرار بندگی گرفته شده است، حال سؤال این است اگر چنین اقراری از همه ما ستانده شده پس چرا هیچکدام ما چنین خاطره‌ای را به یاد نمی‌آوریم و هیچ کس هم در طول تاریخ ادعای یادآوری این جریان را نداشته است؟

عالم ذر
یکی از آیات پراهمیت و بحث برانگیز قرآن، آیه 172 سوره اعراف است. در این آیه خداوند به اقرار و اعترافی اشاره می‌کند که گویا در گذشته از همه آدمیان گرفته شده است و همه آنها به وحدانیت پروردگار شهادت داده‌اند.

در این آیه می‌خوانیم:
«وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی‌ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی‌ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلِینَ.»«به خاطر بیاور زمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آن‌ها را برگرفت و آن‌ها را گواه بر خویشتن ساخت (و فرمود:) آیا من پروردگار شما نیستم؟! گفتند: آری، گواهی می‌دهیم. (اما چرا خداوند چنین پیمانی گرفت؟) برای اینکه در روز رستاخیز نگوئید ما از این (توحید) بی خبر بودیم.»

اما سؤال این است که اگر چنین اقراری از همه ما ستانده شده پس چرا هیچکدام ما چنین خاطره‌ای را به یاد نمی‌آوریم و هیچ کس هم در طول تاریخ ادعای یادآوری این جریان را نداشته است؟

پاسخ:
برای پاسخگویی به این پرسش، ابتدا باید از چیستی این ماجرا خبردار شویم. اما به دلیل آنکه در این آیه تنها به صورت سربسته به وجود چنین اقراری اشاره شده و درباره جزئیات، ماهیت و چگونگی آن سخنی به میان نیامده، پی بردن به این مساله بسیار دشوار و یا دست نیافتنی خواهد بود. روایات فراوانی هم که در این زمینه به دست ما رسیده به دلیل برداشت‌های مختلفی که از آن‌ها شده دیدگاه‌های گوناگونی را در این زمینه به وجود آورده است. با این وجود می‌توان متناسب با هر دیدگاهی به پاسخ گویی به این پرسش پرداخت و بر فرض صحیح بودن هر یک از این نظریات به جواب پرسش اصلی رسید.

ممکن است هیچ یک از ما به خاطر نداشته باشیم که چگونه سخن گفتن، راه رفتن و یا حتی نقاشی کردن را آموخته‌ایم اما به راحتی از همه این آموخته‌ها استفاده می‌کنیم. بنابراین بسیار عادی است که همه ما حادثه‌ای را که در عالمی پیش از آمدن به این دنیا رخ داده را فراموش کنیم اما محتوای پر اهمیت آن را در ضمیر خود نگاه داریم.

به طور کلی شش نظریه در مورد چگونگی این پیمان الهی وجود دارد (پیام قرآن، ج 3، ص 117) که شاید بتوان همه آن‌ها را در دو گروه خلاصه کرد:

گروه اول: عالم ذرّ، عالمی غیر از عالم کنونی در برخی از روایات اشاره به عالمی با عنوان عالم ذرّ شده که مقصود از آن غیر از عالم کنونی ما است.به عنوان نمونه روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده که می‌فرماید:«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا أَخْرَجَ ذُرِّیَّةَ آدَمَ ع مِنْ ظَهْرِهِ ... قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لآِدَمَ انْظُرْ مَا ذَا تَرَی قَالَ فَنَظَرَ آدَمُ ع إِلَی ذُرِّیَّتِهِ وَ هُمْ ذَرٌّ قَدْ مَلَئُوا السَّمَاءَ قَالَ آدَمُ ع یَا رَبِّ مَا أَکْثَرَ ذُرِّیَّتِی. ...» (الکافی، ج 2، ص 9)

«آنگاه که خداوند، نژاد آدم را از پشتش بر آورد تا از آن‌ها پیمان گیرد ... به آدم فرمود: بنگر چه می‌بینی؟ آدم به نژاد خود نگاه کرد که مورچه وار فضای آسمان را پُر کردند. گفت: پروردگارا، وه چه بسیار است نژاد من. ...»

متناسب با این روایت، چهار نظریه مجزا پدید آمده است:

1- برخی همچون برخی از محدثان، هیچ گونه توجیه و تأویل را در این مورد نمی‌پذیرند و تمامی اتفاقات و گفتگوهای این آیه را حقیقی و واقعی برمی شمرند.

2- برخی، این اقرار را متعلق به عالم ارواح برمی شمرند و بر این باورند که خداوند این پرسش را از ارواح همه انسان‌ها پرسیده است.

3- برخی دیگر همچون سید مرتضی و ابوالفتوح رازی اعتقاد دارند که این اقرار تنها از بعضی از انسان‌ها همچون پیامبران و اولیای خدا گرفته شده و پرسشی همگانی نبوده است.

4- علامه طباطبایی نیز معتقد است که این جریان، شهودی است باطنی که در عالمی ملکوتی و مسبوق به عالم دنیوی رخ داده است. (المیزان، ج 8، ص 334)

ادامه مطلب...
نوشته شده در شنبه 28 تیر 1393 ساعت 10:41 ق.ظ توسط بهانه بودن چرا عالم ذرّ را به یاد نمی‌آوریم؟ |


Design By : Pichak