تبلیغات
مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم - مطالب ابر باران























مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم



خداوند می فرماید:«ان الله عنده علم الساعه و ینزل الغیث و یعلم ما فی الارحام و ما تدری نفس ماذا تکسب غدا و ما تدری نفس بایّ ارض تموت ؛(1) علم قیامت نزد خداست و فرستادن باران . می داند در رحم ها چیست . کسی نمی داند فردا چه به دست می آورد و در کدام سرزمین می میرد».

بنا بر بعضی روایات علم به همه چیز مخصوص خداست. واقعا کسی نمی داند کی قیامت خواهد شد و کی و کجا و چقدر باران خواهد آمد . نطفه ای که در رحم بسته شده چیست؟ پسر است یا دختر؟ زشت است یا زیبا ؟ شقی است یا سعید؟ سخی است یا بخیل و... کسی نمی داند فردا چه به دست خواهد آورد و بالاخره در کدام نقطه خواهد مرد(2).

مفسران گفته اند معنای آیه آن است که خداوند به تمام جزئیات و مشخصات و خصوصیات روحی و جسمی و سرنوشت آینده جنین، زمان و مکان و نقطه رسیدن مرگ و... آگاهی دارد، در حالی که بشر امروز فقط به بعضی از خصوصیات جسمی جنین یا موارد دیگراطلاع می یابد و این منافات با علم خداوند ندارد . علم کامل همچنان در انحصار خداوند است.علم به اینها فقط از آن خداست یا کسی که خدا او را آگاه کرده باشد. (3)

علاوه این که هیچ کس به صورت استقلالی و بدون بهره گیری از اسباب، جز خدا این موارد را نمی داند ، در عین حال انسان به مشیت الهی توانسته قوانین حاکم بر خلقت را تا حدودی شناسایی کند . با اختراع وسایل و به خدمت گرفتن نیروهای موجود در خلقت ،گوشه هایی را ببیند . بر زوایایی نور بیندازد، ولی اینها همه با استخدام وسایل و امکانات و کمک گرفتن از استعدادهای خدادادی و به واسطه خدا است .هیچ بشری به خودی خود و مستقل و بدون توسل به اسباب و کمک گرفتن از قوانین خلقت نمی تواند به هیچ گوشه ای از علم موارد فوق راه یابد.

باراندن باران هم در نقطه های مختلف زمین، از اختصاصات خداوند است . کسی نمی داند ابرها کجا خواهند بارید . چه ساعتی خواهند بارید و چقدر خواهند بارید.اگر بشر امروز توانسته با تکنولوژی باران مصنوعی بباراند، با کمک از اسبابی است که خدا در اختیارش قرار داده و با بهره گیری از قوانین حاکم بر طبیعت است . با این وجود باز این گونه نیست که ابر ها دقیقا در نقاطی که آن ها بخواهند ببارند ،بلکه چه بسا باد آنها را به مسافت های زیاد این طرف و آن طرف می برد . مقدار بارش نیز نامشخص است . نهایت این که این ها تقلید از علم خداست، نه علم استقلالی خود انسان.(4)

پی نوشت ها:
1. لقمان(31)،آیه 34.

2. فیض کاشانی ملا محسن، الاصفی، - ، قم ف دفتر تبلیغات اسلامی ، 1418 ق، ج2،ص974.
3. مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، - ،تهران ، دار الکتب الاسلامیه ، 1374 ش، ج 17، ص 105؛ طباطبایی ممد حسین، ترجمه تفسیر المیزان،موسوی همدانی محمد باقر، - ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی ، 1374 ش، ج 16، ص 356.
4. صادقی تهرانی محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، - ، قم ، انتشارات فرهنگ اسلامی ، 1365 ش ،ج‏23، ص 260.

نوشته شده در پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت 11:29 ق.ظ توسط بهانه بودن علم خداوند... |

أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَداً رابِیاً وَ مِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْیَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ کَذلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ کَذلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ...

خداوند از آسمان آبی نازل فرمود و از هر دره بزرگ وکوچکی به اندازه گنجایش آن سیلابی روان شد و سپس سیل بر روی خود کفی چرخنده حمل کرد و بعضی از چیزها که برای ساختن زیور یا ابزار در آتش می گدازند نیز کفی مانند آن دارد، اینچنین خدا حق و باطل را مثل می زند و ا ماکف کنار رفته و محو می گردد، ولی آ نچه به مردم سود می بخشد در زمین می ماند، خداوند اینچنین مثلهایی می زند.
(سوره رعد آیه ی 17)

خداوند بارانی حیات بخش را از آسمان می فرستد تا سرچشمه حرکت و رشد شود. در این موقع دره ها، گودال ها و نهرهای روی زمین هر کدام به اندازه ظرفیتشان از این آب زندگی بخش پر می شوند. جوی ها بهم می رسند و نهرها بوجود می آیند و نهرها که باهم جمع می شوند، سیل بزرگی از دامنه کوه ها سرازیر می شود. این سیل هرچه سر راه خود هست را بر میدارد و کم کم کف ها روی آب را می گیرند. درست مثل فلزات که وقتی ذوب می شوند تا با آن وسایل زینتی و لوازم خانگی درست کنند، رویشان کف درست می شود، دقیقاً شبیه کف های روی آب.

ماجرای آب و کف:
بعد از اینکه خوب این تشبیه مرکب را تصور کردیم که کف روی آب و کف روی فلز مذاب چه شکلی است، حالا خدا بی هیچ تعللی می گوید: ماجرای کف و آب، همان داستان حق است و باطل، و خدا اینطور برای حق و باطل مثال میزند. کف ها که همان باطل باشند، زود کنار می روند و آب می ماند. آبی که برای مردم مفید است در زمین می ماند، کف ها که بالا نشین بودند و تو خالی کنار می روند، اما آب خاموش و بی صدا می ماند و در اعماق زمین نفوذ می کند و کمی بعد به درختها و گیاهان زندگی می بخشد و تشنگی ها را سیراب می کند.

به دنبال نشانه ها: 
خدا با این مثال لطیف می فهماند که حق و باطل آنقدر بهم پیچیده و نزدیک است که نشانه می خواهد. برای شناخت حق از باطل باید دنبال نشانه رفت و با نشانه ها حق را از خیال و وهم شناخت. حق همیشه فایده دارد. مثل آب زلال که مایه حیات و زندگی است. اما باطل بی فایده است. کف های روی آب، نه کسی را سیراب می کند و درختی می رویاند. نه اینکه کف روی فلز مذاب به دردی می خورد. چیزی هم که فایده نداشته باشد، زود از بین می رود. حق همیشه متکی به خودش است. اما باطل از آبروی حق استفاده می کند. سعی می کند خودش را به لباس او در آورد. همانطور که هر دروغی مدیون حرف راستی است. اگر حرف راست نبود، هیچکس هیچ دروغی را باور نمیکرد. این همان چیزی است که علی علیه السلام در نهج البلاغه فرموده: اگر باطل از آموزش با حق خالص شود، بر حق جویان مخفی نخواهد ماند، و اگر حق از آمیزش باطل رهایی یابد، زبان بدگویان از آن قطع خواهد شد.

درس های آیه:
این آیه، هم تصویر تمام قدی است از حق و باطل و هم اینکه در ضمن مثال یادآوری می کند که باران بی دلیل به همه جا می بارد. هیچوقت باران تصمیم نمی گیرد که ظرف و زمینی را بیشتر سیراب کند یا کمتر. این خود ظرف و زمین هستند که به اندازه بزرگی و وسعت، در خودشان باران جا می دهند. لطف خدا هم همینطور است. هرکس ظرف دلش بزرگتر، بهره اش از رحمت خدا بیشتر. باطل دنبال شلوغی می گردد. وقتی آب موج دارد و تندی، رویش کف جمع می شود. اما همینکه آرام گرفت و ساکن شد، کف ها از بین می روند. باطل زود از بین می رود، چون نفعی به کسی نمی رساند. حق باید بماند که سیراب کند همه چیز را از خود. باید بماند چون فایده دارد. حق باید بجوشد تا کف های رویش معلوم شود. آب که آرام باشد کف ها سر جایشان می مانند و شناخته نمی شوند. مثل همینکه علی علیه السلام فرموده اند: آنها رعد و برقی نشان دادند، اما پایانش به جز سستی و ناتوانی نبود، ولی ما تا کاری انجام ندهیم رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیلاب خروشان به راه نمی اندازیم.



منبع: تفسیر نمونه/ تفسیر المیزان

نوشته شده در شنبه 27 اردیبهشت 1393 ساعت 09:57 ق.ظ توسط بهانه بودن باران که می بارد... |


Design By : Pichak