تبلیغات
مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم - مطالب ابر قلب























مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم

در قرآن کریم و همچنین احادیث اسلامی، شناخت هایی مطرح شده است که نه در قلمرو حس و نه در قلمرو عقل است، این شناخت ها به قلمرو «وحی» تعلق دارد. قلمرو «وحی» همان قلمرو «قلب» در مبحث شناخت است. البته در مباحث عقیدتی به همه شناخت هایی که در قلمرو قلب است «وحی» گفته نمی شود، بلکه این شناخت ها به سه نوع تقسیم می شود: وسوسه، الهام و وحی. درباره شناخت های نوع اول در سوره انعام آیه 121 آمده است: «وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ. و همانا شیاطین به دوستان خود وحی می کنند. ..». همان طور که ملاحظه می کنید، القائات و ادراکاتی که از طریق شیاطین برای پاره ای از انسان ها حاصل می شود، در قرآن به عنوان «وحی» مطرح شده، چنان که در سوره «ناس» از آنها تعبیر به «وسوسه» شده است.[1] در مباحث عقیدتی نیز به این گونه ادراکات، وسوسه گفته می شود.

و در مورد شناخت های نوع دوم یعنی الهام، در سوره قصص آیه 7 می خوانیم: «وَ أَوْحَینا إِلی أُمِّ مُوسی أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیمِّ وَ لا تَخافِی وَ لا تَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیک وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ. و به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر بده و اگر برجان او بیم داشتی، او را به دریا انداز، و مترس و بیمناک مباش که ما حتماً او را به تو باز می گردانیم و او را از پیامبران قرار خواهیم داد».

در این جا نیز ملاحظه می فرمایید که القائات و ادراکاتی که از جانب خداوند به مادر حضرت موسی علیه السلام در مورد نحوه نگهداری از او شده، در قرآن با عنوان «وحی» آمده است. ولی در مباحث عقیدتی به این گونه شناخت ها که برای غیر پیامبران حاصل می شود «الهام» گفته می شود و همان طور که در قرآن و روایات اسلامی آمده است، هر کس می تواند با تهذیب نفس و تزکیه روح به این گونه شناخت ها دست یابد.

ادامه مطلب...
نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت 01:20 ب.ظ توسط بهانه بودن نظرات |

در حال حاضر با وجود رایانه های شخصی که امکان جستجو در قرآن را ساده کرده است و چاپ های مختلف از قرآن که مصونیت قرآن از تحریف را غیرممکن کرده است، چه نیازی به حفظ قرآن و صرف هزینه های کلان است؟

اگر هدف تنها مصون گشتن قرآن از تحریف بود، نیاز به حفظ قرآن و صرف هزینه های کلان وجود نداشت! اما آثار مختلفی بر حفظ قرآن مترتب است؛ از جمله:

1. یاد خدا
تأثیرگذاری بر جان و روح حافظ؛ به گونه ای که در هر پیش آمدی آیه مناسب با آن بر قلب خطور کند یا با یادآوری آن، شخص وظیفه خود را در حادثه تشخیص دهد. برای مثال قرآن درباره وسوسه های شیاطین میفرماید: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ؛ پرهیزکاران هرگاه خیالی شیطانی عارضشان شود، یاد [خدا] کنند و آنگاه بینا باشند. اعراف/201. پس همانگونه که خیال شیطانی جان را شعله ور میکند، یادآوری آیت، شعله را خاموش و دل را نورانی می سازد. بدیهی است چنین اثری بر وجود آیت قرآن، در رایانه و دفتر یادداشت مترتب نمیگردد.

به طور کلی، قرآن تذکره و عامل یادآوری است1 و این یادآوری آثار بسیاری دارد که با حفظ قرآن، بیشتر تأمین میشود.

2. شفای دردهای معنوی
قرآن همانگونه که راهنما و هدایتگر در صحنه های مختلف زندگی است، اثر ویژهای بر جان و قلب انسان دارد و آن درمان بیماریهای درونی است؛ نظیر کبر، غرور، ترس، اضطراب، تشویش خاطر، سوءظن به دیگران، بدبینی به سیر جریان امور و ... .

ادامه مطلب...
نوشته شده در دوشنبه 13 آذر 1396 ساعت 09:35 ب.ظ توسط بهانه بودن نظرات |


Design By : Pichak