تبلیغات
مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم - مطالب ابر قیامت























مائده ǀ پایگاه تخصصی آموزش قرآن کریم

آیه

«وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً»[1]

ترجمه

پیامبر [درقیامت] مى‏گوید: اى پروردگار من همانا قوم من این قرآن را متروك گذاشتند.

فرض کنید فقیری را می شناسید که نیاز شدیدی به کمک دارد و شما برای برطرف شدن نیازش به او کمک قابل توجهی کردید؛ به قدری که دیگر نیاز به گدایی و درخواست کمک از دیگران ندارد. با این حال، فردا صبح دوباره او را می بینید که در گوشه ی خیابان نشسته و دست گدایی به سوی دیگران دراز می کند. چه واکنشی نشان می دهید؟ آیا از این کار او متنفر نمی شوید؟ آیا افسوس نمی خورید که چرا با وجود آن همه اموال و ثروت، دوباره این گونه خود را کوچک و حقیر کرده است؟ مسلماً این کار او را بسیار ناپسند و غیرعاقلانه می دانید.

چنین کاری از سوی مسلمانان نسبت به رسول گرامی اسلام و امانت گران بهای او صورت پذیرفته است. پیامبر بارها امتش را به تمسک به قرآن سفارش نمود، ولی با نهایت تأسف جوامع اس المی این رکن مهم هدایت را وانهاده و به احکام و معارف آن عمل نمی کنند. قرآن هم در تلاوت، هم در حفظ، هم در تفسیر، هم در تدبر، هم در عمل و هم در برپا شدن احکام آن در جامعه و خلاصه در همه ی ابعاد آن مهجور واقع شده است. متأسفانه کم نیستند کسانی که روزها، ماه ها و حتی سال ها از عمرشان می گذرد، ولی آیه ای از قرآن را تلاوت نکرده اند.


آیه فوق از شکایت پیامبر نسبت به گروهی از مسلمانان حکایت می کند که قرآن را به انزوا کشانده اند. نکته قابل توجه آن که در آیه مذکور، پیامبر اکرم نفرموده است: امت من قرآن را رها کردند؛ بلکه می فرماید: امتم آن را در اختیار گرفته، ولی به مهجوریت کشانده اند؛ یعنی گرچه در ظاهر به قرآن می پردازند، ولی دستورات آن را بر زمین نهاده اند.

حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسین انصاریان در همین رابطه می نویسد: قشر وسیعى از مردم مسلمان از اسلام جز نامى براى آنان نمانده، و درتمام جوانب حیات از قرآن كریم بركنار مانده و از تابش قرآن در برنامه هاى حیاتى خود جلوگیرى كرده و به قول خود قرآن در سوره فرقان: اتخذوا هذا القرآن مهجورا.

این دور ماندن از حقوق الهى آنان را دچار تیره روزى كرده، و در حریم زندگى به جاى خواسته هاى الهى برنامه هاى شیطانى جایگزین نموده است. روى گردانان از قرآن، و تعالیم بلند آسمانى گرچه به ظاهر مسلمانند ولى مبدل به مردمى شده اند كه بیشتر به یهودیان و مسیحیان تا به یك مسلمان واقعى شبیه اند!!

ادامه مطلب...
نوشته شده در یکشنبه 10 دی 1396 ساعت 06:33 ق.ظ توسط بهانه بودن نظرات |

وَ مَا مِن دَابَّهٍ فى الاَرْضِ وَ لا طئرٍ یَطِیرُ بجَنَاحَیْهِ إِلا أُمَمٌ أَمْثَالُکُم مَّا فَرَّطنَا فى الْکِتَبِ مِن شىْءٍ ثُمَّ إِلى رَبهِمْ یحْشرُونَ

ترجمه :
هیچ جنبنده اى در زمین و هیچ پرنده اى که با دو بال خود پرواز میکند نیست ، مگر اینکه امت هائى همانند شما هستند، ما هیچ چیز را در این کتاب فروگذار نکردیم ، سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى گردند.

تفسیر: از آنجا که این آیه بخشهاى وسیعى را بدنبال دارد نخست باید لغات آیه و بعد تفسیر اجمالى آن را ذکر کرده ، سپس به سایر بخشها بپردازیم :

دابه از ماده دیبب بمعنى آهسته راه رفتن و قدمهاى کوتاه برداشتن است ، و معمولا به همه جنبندگان روى زمین گفته میشود، و اگر مى بینیم که به شخص سخن چین دیبوب گفته مى شود و در حدیث وارد شده : لا یدخل الجنه دیبوب : هیچگاه سخنچین داخل بهشت نمیشود نیز از همین نظر است که او آهسته میان دو نفر رفت آمد مى کند تا آنها را نسبت بهم بدبین سازد.

طائر به هر گونه پرنده اى گفته میشود، منتها چون در پاره اى از موارد به امور معنوى که داراى پیشرفت و جهش هستند این کلمه اطلاق مى شود در آیه مورد بحث براى اینکه نظر فقط روى پرندگان متمرکز شود جمله : یطیر بجناحیه یعنى با دو بال خود پرواز مى کند به آن افزوده شده .

امم جمع امت و امت بمعنى جمعیتى است که داراى قدر مشترکى هستند، مثلا: دین واحد یا زبان واحد، یا صفات و کارهاى واحدى دارند.

یحشرون از ماده حشر بمعنى جمع است ، ولى معمولا در قرآن به اجتماع در روز قیامت گفته میشود، مخصوصا هنگامیکه به ضمیمه الى ربهم بوده باشد.



آیه فوق بدنبال آیات گذشته که درباره مشرکان بحث مى کرد و آنها را به سرنوشتى که در قیامت دارند متوجه مى ساخت ، سخن از حشر و رستاخیز عمومى تمام موجودات زنده ، و تمام انواع حیوانات به میان آورده ، نخست مى گوید:هیچ جنبنده اى در زمین ، و هیچ پرنده اى که با دو بال خود پرواز مى کند نیست مگر اینکه امت هائى همانند شما هستند (و ما من دابه فى الارض و لا طائر یطیر بجناحیه الا امم امثالکم ).و به این ترتیب هر یک از انواع حیوانات و پرندگان براى خود امتى هستند همانند انسانها، اما در اینکه این همانندى و شباهت در چه جهت است ؟ در میان مفسران گفتگو است ، بعضى شباهت آنها را با انسانها از ناحیه اسرار شگفت انگیز خلقت آنها دانسته اند زیرا هر دو نشانه هائى از عظمت آفریدگار و خالق را با خود همراه دارند.

و بعضى از جهت نیازمندیهاى مختلف زندگى یا وسایلى را که با آن احتیاجات گوناگون خود را بر طرف مى سازند، میدانند.در حالى که جمعى دیگر معتقدند که منظور شباهت آنها با انسان از نظر درک و فهم و شعور است ، یعنى آنها نیز در عالم خود داراى علم و شعور و ادراک هستند، خدا را مى شناسند و به اندازه توانائى خود او را تسبیح و تقدیس مى گویند، اگر چه فکر آنها در سطحى پائینتر از فکر و فهم انسانها است ، و ذیل این آیه - چنانکه خواهد آمد - نظر آخر را تقویت مى کند.

سپس در جمله بعد مى گوید: ما در کتاب هیچ چیز را فروگذار نکردیم (ما فرطنا فى الکتاب من شى ء).ممکن است منظور از کتاب ، قرآن بوده باشد که همه چیز (یعنى تمام امورى که مربوط به تربیت و هدایت و تکامل انسان است) در آن وجود دارد، منتها گاهى به صورت کلى بیان شده ، مانند دعوت به هر گونه علم و دانش ، و گاهى به جزئیات هم پرداخته شده است مانند بسیارى از احکام اسلامى و مسائل اخلاقى.احتمال دیگر اینکه منظور از کتاب عالم هستى است ، زیرا عالم آفرینش مانند کتاب بزرگى است که همه چیز در آن آمده است و چیزى در آن فروگذار نشده . هیچ مانعى ندارد که هر دو تفسیر با هم در آیه منظور باشد زیرا نه در قرآن چیزى از مسائل تربیتى فروگذار شده ، و نه در عالم آفرینش نقصان و کم و کسرى وجود دارد.و در پایان آیه میگوید تمام آنها بسوى خدا در رستاخیز جمع مى شوند (ثم الى ربهم یحشرون).

ظاهر این است که ضمیر هم در این جمله به انواع و اصناف جنبندگان و پرندگان برمى گردد، و به این ترتیب قرآن براى آنها نیز قائل به رستاخیز شده است و بیشتر مفسران نیز این مطلب را پذیرفته اند که تمام انواع جانداران داراى رستاخیز و جزاء و کیفرند، تنها بعضى منکر این موضوع شده ، و این آیه و آیات دیگر را طور دیگر توجیه کرده اند مثلا گفته اند منظور از حشر الى الله همان بازگشت به پایان زندگى و مرگ است . ولى همانطور که اشاره کردیم ظاهر این تعبیر در قرآن مجید همان رستاخیز و برانگیخته شدن در قیامت است . روى این جهت آیه به مشرکان اخطار مى کند خداوندى که تمام اصناف حیوانات را آفریده ، و نیازمندیهاى آنها را تامین کرده ، و مراقب تمام افعال آنها است و براى همه رستاخیزى قرار داده ، چگونه ممکن است براى شما حشر و رستاخیزى قرار ندهد و به گفته بعضى از مشرکان چیزى جز زندگى دنیا و حیات و مرگ آن در کار نباشد.

ادامه مطلب...
نوشته شده در سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت 10:35 ق.ظ توسط بهانه بودن تفسیر آیه 38 سوره انعام چیست؟ |


Design By : Pichak